فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٧ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
مثالهاى فقهى
يكى از اشكالات عمده نظام آموزش فعلى، همراه نكردن طرح قاعده هاى اصولى با مثالهاى فقهى است. هرچند بيان مثالهاى فقهى حجم بحثها را افزايش مىدهد، امّا از يك طرف شناخت بهتر از قاعده هاى مورد بحث را زمينه سازى و از طرف ديگر قدرت تطبيق و تفريع و ملكه استنباط را به تدريج ايجاد و تقويت مىكند؛ براين اساس افزايش مثالهاى فقهى برداشتن گامى مهمّ درجهت توسعه كيفى دانش اصول است، بلكه بالاتر از راه هاى تورم زدايى در اصول به شمار مىرود، زيرا هنگامى كه بنا را برذكر مثالهاى فقهى بنهيم، طبعاً قواعد غير كاربردى ـ كه داراى مثالهاى فقهى نيستند ـ رفته رفته شناخته مىشوند و از مدار بحث خارج مىگردند.
تقسيم سازى اصولى
تقسيم بندى، راهبردى موءثّر جهت توليد انديشه درعرصه دانش است. سنيّان دردوره اى كه هنوز تقليد براصول، فقه و اجتهاد آنها سايه نگسترده بود، ازتقسيم بندى براى پيشبرد بحثهاى اصولى بهره مىگرفتند. جوينى يكى از عالمان اهل سنّت جايگاهى ويژه را براى تقسيم بندى ترسيم مىكند و از آن به مسلكِ تقسيم ياد مىكند:
... ان عسر فعليه ان يحاول الدرك بمسلك التقاسيم (٣٣)؛
اگرتعريف وحدّ برانسان دشوار آمد، بايد براى درك به مسلك تقسيم روى آورد.
بهره گيرى شيخ انصارى از شيوه تقسيم دربحثهاى اصولى بركسى پوشيده نيست. تقسيم هاى وى نسبت به قطع، ظنّ، شبهات، استصحاب و... از تقسيم سازى هاى مشهور است. بى گمان رويكرد شيخ به اين شيوه نقشى بسزا در ظهور او به عنوان شخصيّتى تاريخ ساز در اصول داشته است.
قبل از شيخ نيز گرچه تقسيم سازى به چشم مىآيد، امّا ويژگى شيخ آن بود كه بسيار
(٣٣) البرهان،ج١،ص٨٣.