فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٨ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
البديهة المقتضية لمحو الملّة... (٧)؛
دراصول تلاشى تمام عيار را انجام بايد داد و مهارت بايد به دست آورد. از كوتاهى دراين دانش، مزخرفات و خرافات زشت به ظهور رسيده است و از عدم مهارت نسبت به آن، شكهاى سستِ دين برانداز، و شبهه هاىِ نابود كننده ملت و مخالف با بديهيّات پديدار گشته است.
وى درجاى ديگر عامل خرافات را اجتهادها و استنباطهايى معرفى مىكند كه برريشه هايى از تقليد بنا شده اند. (٨)
مرحله سوم؛ نقد روشها و كاستى هاى اصول؛
اين مرحله به تازه گى آغاز شده است. جرقه هاى اين مرحله را عالمانى همچون آيةاللّه بروجردى، امام خمينى، علامه طباطبايى و شهيد صدر و ... زده اند. اين مرحله هنوز در آغاز مسير است و تا مقصد، راهى دراز در پيش دارد.
به پنج صورت نقد دراين مرحله شكل گرفته كه هر نقد را عالم يا عالمانى ارائه كرده است:
ا. اصول متورم شده است؛
٢. ميان قضايا و امور اعتبارى و قضايا و امورحقيقى خلط شده است؛
٣. هندسه و سير مباحث اصول با حركت، نيازها واولويّتهاىِ استنباط تراز نيست؛
٤. اصول از قواعد استنباطِ نظامها و ساختارها عارى است؛
٥.اصول بدون غور در مبانى كلامى به پيش مىرود و چنين سيرو حركتى باكاستى روبه رو است.
نقدهاى فوق هريك بحثهاى فراوان دارد و انجام آن، به تحولّى عظيم در پاسخگو كردن فقه به نيازهاى زمان مىانجامد.
نقد اول را بررسى و نقدهاى ديگر را به وقتهاى ديگر موكول مىكنيم.
(٧) همان،ص٩٨.
(٨) همان،ص٦٤.