فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٨ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
است. فقهاى اسلامى از ديرزمان كتابهايى درباره احكام الولاة نوشته اند و ابواب و مسائل گوناگونى را درفقه با همين عنوان مطرح كرده اند كه به نظر ايشان نرسيده است و از پيش خود «ولايت» را به معناى قيموميّت كه لازمه آن تداعى مجهوريّت درمولىعليه است، پنداشته و به همين جهت معناى قيموميت را مفهوماً و ماهيتاً با حكومت و حاكميت سياسى متفاوت دانستهاند.
به نظر بنده اين تفسير ازولايت كاملا نادرست است و شاهد نادرست بودن اين تصور ناروا وبى اساس، صراحت سخنان فقها دراين زمينه و براهينى است كه براى اثبات ولايت فقيه اقامه كرده اند.
بنده معقتدم درمفاهيم اصطلاحى بايد به اهل همان اصطلاح رجوع كرد.وقتى به متون فقهى مراجعه مىكنيم، بخوبى مىيابيم كه فقها ولايت فقيه را درراستاى خلافت كبرى ودرامتداد امامت مطرح كرده اند و همان رهبرى سياسى را كه درعهد حضور براى امامان معصوم ثابت بوده، همچنان براى فقهاى جامعالشرائط درعصر غيبت ثابت دانسته اند.
امام خمينى نيز دراين زمينه مىفرمايند:
تمامى دلايلى را كه براى اثبات امامت پس ازدوران عهد رسالت آورده اند،بعينه دربارهولايت فقيه، دردوران غيبت جارى است و عمده ترين دليل، ضرورت وجود كسانى است كه ضمانت اجرايى عدالت را عهده دار باشند، زيرا احكام انتظامى اسلام مخصوص عهد رسالت يا عهد حضور نيست؛ لذا بايستى همان گونه كه حاكميت ِ اين احكام تداوم دارد، مسوءوليت اجرايى آن نيز تداوم داشته باشد و فقيه عادل و جامع الشرائط، شايسته ترين افراد براى عهده دار شدن آن مىباشد.
شيخ مفيد عبارت فقهايى همچون سلار يا شيخ طوسى و... را آورده