فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٠ - وحدت و تعدد در ولايت سياسى آیت الله محمدمهدى آصفى
دراين جنگ امام(ع) ده ها هزار از مردم حجاز و عراق و يمن را به جنگ معاويه فراخواند و دراين جنگ، مسلمانان از هردو طرف خسارت هاى جانى فراوانى ديدند.
پيام امام(ع) در جنگ صفّين :
دراين جا اين سوءال قابل طرح است كه آيا ممكن است اميرالموءمنين(ع) دراين جنگ براى آن ارتش وسيعى كه به صفّين گسيل داد، پيامى نداشته باشد و بدون هيچ پيامى مردم را با خود به جنگ معاويه برده باشد؟!اگر قرار است امام(ع) دراين لشكر كشى وسيع پيامى داشته باشد، اين پيام چيست؟ آيا غير از اين است كه امام(ع) به مردم بگويد: من به طور شرعى و غير قابل انكار امام مسلمانان هستم و آنان با من بيعت كرده اند و معاويه و اهل شام از اين بيعت سرپيچى مىكنند و از اين رو شما را به جنگ با او دعوت مىكنم؟!
به نظر ما همان طور كه اصل پيام قطعى است، اين مطلب ـ كه جان پيام امام(ع) است ـ نيز قطعى است و ممكن نيست امام(ع) براى بسيج مردم براى جنگ با معاويه چيز ديگرى بگويد؛ چون هرچه امام(ع) بگويد، ممكن است مورد ترديد مردم قرار گيرد؛ به جز اين مطلب كه قطعى است و هيچ كس نمىتواند در صحت آن ترديد كند.
پيام هاى امام(ع) در جنگ صفّين :
اميرالموءمنين(ع) دراين جنگ دو پيام دارد: يكى براى معاويه و ديگرى براى عموم مسلمانان.
از معاويه مىخواهد كه از سرپيچى و طغيان دست بردارد و مانند ساير مسلمانان از حكومت مركزى اطاعت كند و از مسلمانان مىخواهد كه با معاويه به عنوان يك باغى بجنگند و او را از پاى درآورند و به اين غائله خاتمه دهند.روح هر دو پيام اين است كه با وجود يك حكومت شرعى و امام عادل، هيچ حكومت و حاكم مستقل ديگرى مشروعيت ندارد.اين همان است كه ما در صدد اثبات آن هستيم.
آيا امام(ع) از باب الزام وجدل مردم را به پذيرفتن بيعت دعوت مىكند؟