فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩١ - وحدت و تعدد در ولايت سياسى آیت الله محمدمهدى آصفى
ممكن است كسى چنين شبههاى را مطرح كند كه دعوت امام(ع) از مردم براى جنگ با معاويه، باطن و ظاهرى دارد و به هر حال دعوت صحيحى است.باطن و حقيقت اين دعوت مبتنى بر نصّ غدير است؛ نه بربيعت مردم و امام(ع) حق خود را درامامت عامّه بر مسلمانان بر پايه نصّ غدير مىداند؛ نه براساس بيعت مردم. در واقع امامت امام(ع) بر عامّه مسلمانان و مبناى شرعى قتال با معاويه، برهمين مبنا بوده؛ نه براساس بيعت مردم؛ ولى چون آن روز مخاطب هاى امام(ع) به نصّ غدير عقيده نداشتند و معتقد بودند مبناى امامت امام(ع) بيعت مهاجرين و انصار درمدينه بوده است، امام(ع) آنها را ملزم به عقيده خودشان مىكند و به اين مىماند كه امام(ع) به مردم بگويد: به موجب نصّ غدير من امام همه مسلمانان هستم و معاويه خروج كرده و طغيان نموده و جنگ با او برهمه واجب است ؛ ولى چون شما به نصّ غدير معتقد نيستيد و عقيده داريد كه خلافت من به مقتضاى بيعت مهاجرين وانصار است، من شما را ملزم به عقيده خودتان مىكنم و شمابايد به يكى از ملزومات آن عقيده ـ يـعنى جنگ با معاويه به عنوان يك باغى كه عليه امام زمان خود خروج كرده است ـ عمل كنيد.
بنابر اين، حقيقت اين پيام همان نصّ غدير است و ظاهر آن بيعت مدينه و الزام مسلمانان بهعقيده آنهاست. اين ظاهر براى ما حجت نيست؛ چون ممكن است اين گونه پيامدها لوازمى بوده كه آن روز مكتب خلافت قبول داشته و ملتزم به آن بوده است و امام(ع) آنها را به عقيده خود ملزم مىكند. اين خلاصه شبههاى است كه ممكن است استدلال ما را نقض كند.
پاسخ شبهه و تحليل پيام هاى امام :
جنگ صفّين درسطح وسيعى در دوران كوتاه حكومت امام(ع) اتّفاق افتاد و خسارت ها و زيان هاى اين جنگ به مراتب از دو جنگ جمل و نهروان بيشتر بود. طرف مقابل امام(ع) دراين جنگ، ناكثين و مارقين نبودند؛ بلكه قاسطين بودند؛ يعنى كسانى نبودند كه بيعت را نقض كرده (ناكثين) يا از حوزه طاعت بيرون آمده باشند (مارقين) بلكه كسانى بودند كه از اول بيعت نكرده بودند و به حوزه طاعت امام(ع) داخل نشده بودند.