دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥٤
| ابن برهان، ابوالفتح جلد: ٣ شماره مقاله:٩٥٤ |
اِبْنِ بَرْهان، ابوالفتح، احمد بن على بن محمد بن برهان (٤٧٩-
٥١٨ق/١٠٨٦-١١٢٤م)، اصولى و فقيه شافعى از مردم بغداد (سبكى، ٦/٣٠). چون پدر
او حمامى بود به «ابن الحمامى» نيز شهرت داشت (ابن جوزي، ٩/٢٥٠). وي نخست
حنبلى بود و در نوجوانى نزد يكى از علماي حنبلى به نام ابوالوفاء بن عُقيل
فقه آموخت (ابن اثير، ١٠/٦٢٥؛ ابن نجار، ٦٢). به نظر ميرسد كه طعن و انتقاد
شديد حنابله نسبت به او (ابن جوزي، ٩/٢٥١) به سبب نوآوري مذهبى وي بوده
است و شايد به جهت همين روحيه بوده كه بعدها اظهار داشت: فرد عامى لازم
نيست از مذهب معينى تبعيت كند (اسنوي، ١/٢٠٨؛ ابن قاضى، ١/٣٠٩). ابن برهان
پس از مواجه شدن با طعن و انتقاد حنابله، به مذهب شافعى روي آورد و نزد
ابوبكر شاشى و ابوحامد غزالى (ابن جوزي، ٩/٢٥١) و كيا ابوالحسن هراسى (ابن
خلكان، ١/٩٩) فقه آموخت. وي در فقه و اصول به چنان شهرتى رسيده بود كه
مدرس دانشگاه نظامية بغداد گرديد، اما به دليلى كه براي ما روشن نيست پس
از يك ماه از آن مقام بركنار شد (ابن جوزي، ٩/٢٥١). سپس بار ديگر به همان
مقام عودت داده شد و روز بعد معزول گرديد (صفدي، ٧/٢٠٨). با اينكه عمر او
كوتاه بود، در فقه و خلاقيات و متفقات (= مسائل فقهى مورد اختلاف با مورد
اتفاق مسلمين) و به ويژه در اصول فقه متبحر بود (ابن خلكان، ١/٩٩). همين
شهرت علمى او بود كه طلاب علوم دينى از هر سو به او روي مىآوردند، به
نحوي كه تمام روز و پارهاي از شب را به درس و بحث اختصاص داده بود
(صفدي، ٧/٢٠٨). از جمله شاگردان او در اصول فقه، هبةالله بن حسن بن هبة
الله فقيه شافعى برادر ابن عساكر (ابن نجار، ٢٤٤- ٢٤٥)، ابونزار حسن بن
صافى ابن عبدالله ملقب به «ملك النحاة»، ابن ابى السري، عبدالله بن محمد
(سبكى، ٧/٦٣، ١٣٢) و در مسائل اختلافى فقه، ابومحمد عبدالله بن على بن سعيد
القصري الفقيه (همو، ٧/١٢٥) بودند.
ابن برهان حديث را شخصاً از ابوطاهر احمد بن حسن كرخى، ابوالخطاب نصر بن
احمد بن بَطِر، ابوعبدالله حسين بن احمد بن محمد ابن طلحة النعال (ابن
نجار، ٦٢)، على بن حسين بزاز و گروهى ديگر فراگرفت، اما خود به ندرت حديث
مىگفت (صفدي، ٧/٢٠٨). او سرانجام در چهارشنبه ١٧ جماديالاول (ابن جوزي،
٩/٢٥١)، يا به گفتة ابن نجار (ص ٦٢) در ١٨ جمادي الاول ٥١٨ق/٣ ژوئية ١١٢٤م
در بغداد درگذشت و در باب ابرز آن شهر به خاك سپرده شد. ابن خلكان سال
درگذشت وي را ٥٢٠ق ياد كرده است (١/٩٩).
تأليف كتابهاي اصولى الوجيز (همانجا) و الاوسط (سبكى، ٦/٣١)، يا به قول
اسنوي الوسيط (١/٢٠٨) و البسيط (همانجا) و الوصول الى الاصول كه سيوطى در
كتاب خود المزهر از آن نقل قول كرده است (١/٢٠، ٦١، ٢٩٨، ٢٩٩، ٣٦٤)، به ابن
برهان نسبت داده شده است. حاجى خليفه از البسيط ذكري نكرده و ضبط دو كتاب
الاوسط و الوجيز را نيز به صورت الاوسط فى اصول الفقه و الوجيز فى الاصول
آورده است (١/٢٠١، ٢/٢٠٠١). هيچ كدام از كتابهاي ياد شده فعلاً در دست
نيست.
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، المنتظم، حيدرآباد دكن،
١٣٥٩ق؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن قاضى شهبه، ابوبكر احمد، طبقات الشافعية، به
كوشش حافظ عبدالعليم خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛ ابن نجار، محمد،
المستفاد، به كوشش قيصر ابوفرح، حيدرآباد دكن، ١٩٧١م؛ اسنوي، عبدالرحيم،
طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله الجبوري، بغداد، ١٣٩٠ق؛ حاجى خليفه، كشف
الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ سبكى، عبدالوهاب، طبقات الشافعية الكبري، به
كوشش عبدالفتاحمحمدالحلو و محمودالطناحى، قاهره، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛ سيوطى،
المزهر فى علوم اللغة و انواعها، به كوشش محمد احمد جادالمولى بك و ديگران،
بيروت، ١٩٨٦م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت،
١٣٨٩ق/١٩٦٩م.
كاظم موسويبجنوردي (رب) ٢٢/٧/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٨/٧/٧٦