دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢١٢
| ابن ديبع جلد: ٣ شماره مقاله:١٢١٢ |
اِبْنِ دَيْبَع، ابومحمد عبدالرحمان بن على بن محمد بن على بن يوسف
شيبانى عبدري زبيدي يمنى ملقب به وجيهالدين (محرم ٨٦٦ -٩٤٤/اكتبر
١٤٦١-١٥٣٧)، مورخ، محدث و فقيه شافعى. غزي (٢/١٥٨) كنية او را ابوالفرج
آورده است. سبب ملقب شدن جدّ اعلاي او على بن يوسف به ديبع را كه در
زبان نوبيايى به معنى سپيد است، محبى (٣/١٩٢) بازگفته است. نام جد وي را
غزي (همانجا) دِيْبَع ثبت كرده است.
وي در زبيد از بلاد يمن زاده شد. پدر ابن ديبع در آخر همان سالى كه او به
دنيا آمد از زبيد بيرون رفت و او هرگز پدر را نديد و پدرش در ٨٧٦ق/١٤٧٢م در
بندر ديو١ هند درگذشت. وي نزد جد مادريش اسماعيل بن محمد مبارز شافعى پرورش
يافت. قرآن را تا سورة يس نزد نورالدين على بن ابى بكر خطاب فراگرفت و
سپس نزد دايى خويش محمد الطيب فَرَضىِ زبيد قرآن را از اول تا آخر حفظ نمود
(عيدروسى، ١٩١، ١٩٢، به نقل از بغية المستفيد ابن دبيع). وي پس از حفظ
قرآن، قرائات هفتگانه، ادبيات عرب، رياضيات و فقه را نزد دايى خود
فراگرفت. در ٨٨٣ق/١٤٧٨م به قرائت كتاب الزيد فى الفقه شرف الدين بارزي
نزد مفتى ابوحفص عمر بن محمد اشعري پرداخت و در آخر همين سال به حج مشرف
شد. تا سال ٨٨٥ق كه مجدداً عازم حج شد، نزد دايى خود بود. سپس مصاحب
ابوالعباس احمد بن احمد بن عبداللطيف شرجى شد و كتب ستة حديث و ديگر كتب
مهم اين رشته را فراگرفت و همو بود كه شيوة تأليف و تصنيف را به او آموخت.
در همين دوران وي كتاب خويش موسوم به غاية المطلوب و اعظم المنية (المنة)
فيما يغفر الله تعالى به الذنوب و يوجب به الجنة را نوشت (همو، ١٩٣). ابن
ديبع به اشارة استاد براي كسب علم رهسپار بيت الفقيه، در شمال زبيد، شد و
در آنجا از جمالالدين ابواحمد طاهر بن جعمان فقه آموخت و از خواهرزادة او
برهان الدين ابواسحاق حديث فرا گرفت. در ٨٩٦ق/١٤٩١م براي بار سوم عازم
حج شد. وي پس از حج و زيات تربت رسول اكرم(ص) به مكه بازگشت و در محرم
٨٩٧ به ملاقات عبدالرحمان سخاوي نايل شد و نزد او كتاب بلوغ المرام من
ادلة الاحكام ابن حجر عسقلانى و بسياري از بخشهاي صحيح بخاري و صحيح مسلم
و ديگر كتب حديث را فرا گرفت. سخاوي وي را بر ساير طلاب مقدم مىداشت.
ابن ديبع پس از بازگشت به زبيد كشف الكربة فى شرح دعاء الامام ابى حربة و
سپس بغية المستفيد فى اخبار مدينة زبيد را نوشت. عامر بن عبدالوهاب، سلطان
وقت از دودمان طاهري وي را طلبيد و ضمن تقدير، افزودن مطالب و استدراك
مواردي را كه از او فوت شده بود، درخواست كرد. او با تلخيص بغيه، كتاب
العقد الباهر فى تاريخ دولة بنى طاهر را در خصوص تاريخ دولت طاهري از اجداد
عامر تا خود او نوشت كه سلطان در قبال آن جايزهاي شايسته به وي داد. ابن
ديبع سپس نزد سلطان رفت و مدتى نزد او ماند. هنگامى كه اذن بازگشت گرفت
خلعتى نفيس دريافت كرد و خانهاي در شهر زبيد و نخلستانى در وادي زبيد بدو
اعطا شد و علاوه بر اينها اجازة اقراء حديث و تدريس در جامع زبيد به وي داده
شد (همو، ١٩٤، ١٩٥). او در ٩٠٦ق/١٥٠٠م احسن السلوك فى نظم من ولى مدينة
زبيد من الملوك و بدنبال آن زندگى نامة خود را در انتهاي بغية المستفيد نوشت
(ريو، و در همين سال كتاب المقاصد الحسنة سخاوي را كه در ملاقاتش با او از
آن با خبر شده بود (ابن ديبع، تمييز الطيب، ٩، ١٠، ٢٢٤) تلخيص كرد و آن را
تمييز الطيب من الخبيث فيما يدور على السنة الناس من الحديث ناميد.
در ٩١٤ق/١٥٠٨م بين او و جارالله ابن فهد مكى ملاقاتى روي داد و ابن فهد از
او اخذ علم كرد (غزي، ١٥٨- ١٥٩). در ٩١٦ق تلخيص جامع الاصول ابن اثير جزري
و در ٩١٧ق مقابلة آن را انجام داد كه حاصل آن تيسير الوصول الى جامع
الاصول است (ابن ديبع، تيسير، ٤/٣٣٧). وي كتب ديگري نيز در خلال اين سالها
و پس از آن نوشته كه از آن جمله است الفضل المزيد كه ذيلى بر بغية
المستفيد است و حوادث محرم ٩٠١ تا جمادي الا¸خر ٩٢٣ را دربردارد (خديويه،
٥/١٣٩) و قرة العيون فى اخبار اليمن الميمون كه تلخيصى از العسجد المسبوك
خزرجى است و شامل اضافاتى در خصوص باقى ماندة تاريخ دولت ملوك بنى رسول
از اول دولت عامر بن اشرف (حدود ٨٠٣ق/١٤٠١م) تا آخر كار آنها و تاريخ دولت
طاهري است (ابن ديبع، قرة العيون، ٣). كتاب اخير با ذكر ورود امير اسكندر به
شهر زبيد در ٢٩ جمادي الا¸خر ٩٢٣ق/١٩ ژانوية ١٥١٧م و مصايب وارد به اهل شهر
از ناحية چراكسه پايان يافته است. ابن ديبع از ٩٢٣ق تا سال مرگ خود در
زبيد ساكن بود و به تدريس اشتغال داشت و رياست علمى در علم حديث به وي
منتهى مىگرديد و طلاب از نواحى مختلف به حوزة درس او روي مىآوردند
(عيدروسى، ١٩٩). پدر عيدروسى در ٩٤٢ق به حضور وي رسيده و از او دانش آموخت
(همانجا). پس از درگذشت ابن ديبع در مسجد اشاعره بر وي نماز گزارده، در باب
سهام نزد آرامگاه شيخ اسماعيل جبرتى دفن كردند (غزي، ٢/١٥٩).
از استادان وي علاوه بر آنچه پيشتر ياد شده، سيوطى و عامري (كتانى، ١/٣٠٩)
را نام بردهاند. و ابن زياد، شيخ احمد بن على مزجاجى، قطب نهروالى، طاهر
بن حسين اهدل (عيدروسى، ١٩٥؛ كتانى، ١/٣١٠) و صالح بن صديق نمازي
(شوكانى، ١/٢٨٤) از شاگردان او بودهاند. ابن ديبع نخستين كسى است كه در
مورد دولت بنى طاهر دست به تأليف زده است (سيد، مصادر، ٢٠٣). وي انگيزة
اصلى نوشتن بغية المستفيد را كه نخستين اثر تاريخى او نيز هست، بيان احوال
بنى طاهر ياد كرده است (حاجى خليفه، ١/٢٥٠). ابن ديبع از مهمترين مورخين
يمن و تاريخ آن محسوب مىشود و مجموعة بزرگى از مؤلفات او كه راجع به
تاريخ زادگاهش زبيد است نمونة خوبى براي تاريخ نگاري محلى به شمار مىرود،
كتب وي اساس بررسى تاريخ بنى رسول و بنى طاهر در يمن و مكمل كتب خزرجى
در تاريخ بنى رسول است (سيد، مصادر، ٢٠١).
آثار چاپى:
١. بغية المستفيد فى اخبار زبيد، كه حاوي تاريخ زبيد تا سال ٩٠٠ق است، اما
در باب آخر آن حوادثى را كه در اول صفر ٩٠١ق/٢١ اكتبر ١٤٩٥م رخ داده نيز
ياد نموده است (ريو، .(٣٧٥ يوهانسن١ بر مبناي نسخة ناقص كپنهاگ قسمتى از
اين كتاب را به همراه ترجمة لاتينى آن در ١٨٢٨م در بن به چاپ رسانده
است. اين كتاب كه نمونهاي از يك اثر تاريخى است كه در آن وصف
جغرافيايى و تاريخ سياسى سنوي ممزوج است (روزنتال، ٢١٥) و شايد تكملة كتاب
المفيد فى تاريخ زبيد عمارة حكمى باشد (همو، ٢١٦)، در ١٩٧٩م به كوشش عبدالله
حبشى در صنعا و بيروت به چاپ رسيده است.
٢. تمييز الطيب من الخبيث فيما يدور على السنة الناس من الحديث، كه ملخص
كتاب المقاصد الحسنة فى كثير من الاحاديث المشتهرة على الالسنة سخاوي است،
اما اضافات كمى را نيز در بردارد (ابن ديبع، تمييز الطيب، ٩، ١٠). اين كتاب
به كوشش ابراهيم الفيومى در سالهاي ١٣٢٤ق و ١٣٤٢ق در قاهره و نيز در
١٤٠٣ق/١٩٨٣م به كوشش شيخ خليل الميس در بيروت به چاپ رسيده است.
٣. تيسير الوصول الى جامع الاصول من حديث الرسول(ص)، كه ملخص جامع
الاصول ابن اثير جزري است. اين كتاب مكرراً در هند و مصر به چاپ رسيده و
محققانهترين چاپ آن به كوشش محمد حامد الفقى در ١٣٩٧ق در مصر انجام گرفته
است. عبدالرحمان اهدل يمنى، شيخ عابد سندي و عبدالهادي بن عبدالله فاسى
اين اثر را شرح كردهاند (كتانى، ١/٣٠٩). ابن ديبع در پايان اين كتاب به
همة مسلمانانى كه روزگار او را درك كردهاند، اجازة روايت آن را داده است (
تيسير، ٤/٣٣٧).
٤. قرة العيون فى اخبار اليمن الميمون، كتاب مهمى در تاريخ يمن و دو دولت
رسولى و طاهري است (سيد، مصادر، ٢٠٤) و شايد قصد مؤلف از تأليف آن علاوه بر
تلخيص العسجد المسبوك كه آن را بهترين تأليف در مورد يمن مىداند ( قرة
العيون، ٣)، نگارش كتابى عمومى در تاريخ يمن با استدراك مافات از گذشتگان
چون ابن سمره، عماره، جندي، ابن عبدالحميد، مقري، اهدل و خزرجى بوده است
(ريو، .(٣٧٨ اين كتاب در ١٩٧٦م توسط محمد بن على الاكوع در قاهره به چاپ
رسيده است.
٥. منظومة اسناد الصحيحين (زباره، شرح، ٤٢٢-٤٢٤).
٦. المولد الشريف، كه احتمالاً نام ديگر مختصر تحفة الاذكياء لمولد خاتم
الانبياء (همان، ٢٧٥) است. اين اثر در ١٣١٢ق/١٨٩٤م در بمبئى و در
١٣١٣ق/١٨٩٥م در مكه به صورت سنگى و در ١٣٤٩ق/١٩٣٠م در قاهره به چاپ
رسيده است.
آثار خطى:
١. احسن السلوك فى نظم من ولى مدينة زبيد من الملوك، شعري است در بحر رجز
در ١١٨ بيت و به تاريخ ٦ صفر ٩٠٦ق/٢ سپتامبر ١٥٠٠م خاتمه يافته است.
نسخههاي خطى آن در كتابخانههاي خديويه (خديويه، ٥/١٣٨)، پاريس (بلوشه،
١٢٣ )، موزة بريتانيا (ريو، ٣٧٤ )، برلين ( آلوارت، )، IX/٢٦٩ جامع كبير صنعاء
(رقيحى، ٤/١٧٣١) موجود است.
٢. اسانيد ابن الديبع عن شيخه الشرجى عن نفس الدين العلوي (حبشى، مصادر،
٥١).
٣. افضل المزيد على بغية المستفيد، يا الفضل المزيد فى تاريخ زبيد، كه
نسخههايى از آن در كتابخانههاي خديويه (خديويه، ٥/١٣٩)، دارالكتب مصر (سيد،
خطى، ٢/١٨٦)، جامع كبير صنعا (رقيحى، ٤/١٧٩٧- ١٧٩٨)، موزة بريتانيا (ريو،
همانجا)، برلين ( آلوارت، همانجا) و انستيتوي خاورشناسى شوروي (خالدوف، موجود
است. حبشى ( مصادر، ٤٢٨) از نسخههاي اياصوفيه و رامپور نيز ياد كرده است. در
فهرست كتابخانة صوفيه (صوفيا، ٢٦-٢٧) نيز تحت عنوان قسمت دوم بغية المستفيد
از آن ياد شده است.
٤. مصباح مشكاة الانوار من صحاح احاديث النبى المختار (كحّاله، ١٣٣).
٥. القول العلن فى فضائل اليمن ( يا تحفة الزمن بفضائل اليمن يا فضائل
اليمن واهله )، نسخههايى از آن در كتابخانههاي آمبروزيانا (لوفگرن، و جامع
كبير صنعا (رقيحى، ٤/١٧٩٩) موجود است.
بايد افزود كه حبشى ( مصادر، ٢٠٩) از نسخهاي خطى كه ابتداي آن معلوم نيست
تحت عنوان... اولى الاربة فى معرفة احكام الحسبة نيز نام برده است. البته
نسخ خطى بعضى نوشتههاي او كه خود از آنها ياد كرده است (عيدروسى، ١٩٣-١٩٤)
در دست نيست، مانند: غاية المطلوب و اعظم المنية (المنة) فيما يغفرالله به
الذنوب و يوجب به الجنة، كشف الكربة فى شرح دعاء الامام ابى حربة و العقد
الباهر فى تاريخ دولة بنى طاهر. حبشى ( مصادر، ٤٢٨) احتمال مىدهد كه كتاب
مجهول المؤلف تاريخ بنى طاهر در كتابخانة مجامع الغربية به شمارة ١١٥
(تاريخ)، همين كتاب اخير باشد. قابل توجه است كه از قرة العيون نيز به
عنوان تاريخ بنى طاهر نام بردهاند (يحيى بن الحسين، ١/٣٣٧). (در مورد ديگر
آثار منسوب به او نك: حبشى، مراجع، ٣٢١؛ زباره، شرح، ٢٧٥-٢٧٦؛ همو، نشر،
١/٨٨؛ عيدروسى، ١٩٩).
مآخذ: ابن ديبع، عبدالرحمان، تمييز الطيب من الخبيث، به كوشش خليل الميس،
بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ همو، تيسير الوصول الى جامع الاصول، به كوشش محمد
حامد الفقى، قاهره، ١٣٩٧ق/١٩٧٩م؛ همو، قرة العيون فى اخبار اليمن الميمون،
نسخة عكسى موجود در كتابخانة مركز؛ حاجى خليفه، كشف؛ حبشى، عبدالله محمد،
مراجع تاريخ اليمن، دمشق، ١٩٧٢م؛ همو، مصادر الفكر العربى الاسلامى فى
اليمن، صنعا، مركز الدراسات اليمنية؛ خديويه، فهرست؛ رقيحى، احمد عبدالرزاق و
ديگران، فهرست مخطوطات مكتبة الجامع الكبير، دمشق، مطبعة الكاتب العربى؛
روزنتال، فرانتس، علم التاريخ عندالمسلمين، ترجمة صالح احمد العلى، بغداد،
١٩٦٣م؛ زبارة صنعانى، محمد، شرح ذيل اجود المسلسلات، صنعا، ١٣٦٣ق؛ همو، نشر
العرف لنبلاء اليمن بعد الالف الى سنة ١٣٥٧ق/١٩٣٨م، قاهره، مطبعة السعادة؛
سيد، خطى؛ همو، مصادر تاريخ اليمن فى العصر الاسلامى، قاهره، ١٩٧٤م؛
شوكانى، محمد، البدر الطالع، بيروت، ١٣٤٨ق/١٩٣٩م؛ صوفيا، خطى؛ عيدروسى،
عبدالقادر، تاريخ النور السافر، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ غزي، نجمالدين،
الكواكب السائرة، به كوشش جبرائيل سليمان جبور، لبنان، ١٩٤٩م؛ كتانى،
عبدالحى، فهرس الفهارس، فاس، ١٣٤٦ق/١٩٢٧م؛ كحاله، عمر رضا، المنتخب من
مخطوطات المدينة المنورة، دمشق، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ محبى، خلاصة الاثر، قاهره،
١٢٨٤ق؛ يحيى بن الحسين، غاية الامانى فى اخبار القطر اليمانى، به كوشش
سعيد عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ نيز:
Ahlwardt; Blochet, E., Catalogue des manuscrits arabes, Paris, ١٩٢٥;
GAL,S;Khalidov,A.B., Arabskie rukopisi instituta Vostokovedeniya, Moskow, ١٩٨٦;
L N fgren, O., Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Bibliotheca
Ambrosiana, Vicenza, ١٩٨١; Rieu, Charles, Supplement to the Catalogue of the
Arabic Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٤.
محمدهادي مؤذنجامى (رب) ١٠/٦/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٤/٦/٧٧