ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - لذّتجوئى از وجد و حال عرفانى جوانه ايست كه پس از قطع شاخههاى خودخواهى در ١٧١ خود طبيعى ١٨٧ سر مى كشد
است كه پس از قطع شاخههاى خودخواهى در « خود طبيعى » سر مى كشد و مانع تابش انوار الهى بر درخت موجوديّت روح آدمى مى گردد ، توجّه به اين نكته لازم است كه انتقال و انحراف از يك پديده يا از يك فعّاليّت روانى به پديده يا فعّاليّت ديگر ، به دو نوع عمده تقسيم مى گردد : نوع يكم - انتقال از يك پديده يا يك فعّاليّت حصولى به حصولى ديگر مانند انتقال از تصوّر ماه به تصوّر خورشيد و از تصوّر انسان به تصوّر آب . . . يا انتقال از يك رشته تداعى معانى به تفكَّر منطقى ، يا بالعكس از تفكَّر منطقى به تداعى معانى ، همچنين مانند انتقال از تجريد عددى به تجريد كلَّى و از تفكَّر در يك نمود هنرى به تفكَّر در يك عمل رياضى . . . در اين نوع انتقال ، يا ديدگاه مغزى و روانى آدمى عوض مى شود ، مانند انتقال در تصوّرات و يا عمل مغزى و روانى آدمى عوض مى گردد ، مانند انتقال از يك فعّاليّت به فعّاليّتى ديگر .
نوع دوم - از اشتغال به خوشىهاى حبّ ذات و خودخواهى و خود - پردازى به يك تصوّر يا فعّاليّت ، منتقل و منصرف مى شود . آدمى در آن هنگام كه در لذّتى غوطه ور است ، در صورت انتقال و انحراف به يك تصوّر و يا فعّاليّت ديگر ، از ميان امواج خوشىهاى حبّ ذات و خودخواهى و خودپردازى سر بر مى كشد و از خود بيرون مى آيد . يا بعبارت ساده تر خوشگذرانى او با خويشتن قطع مى شود . براى اثبات اين كه لذّت از امواج يا شئون خودخواهى است و مربوط به خود طبيعى است ، مى توان اين جريان روشن را در نظر گرفت كه در هنگام غوطه ور بودن در لذّت ، با بوجود آمدن ناگهانى عامل درد ، خود طبيعى در تضادّ قرار مى گيرد و هر اندازه كه لذّت موجود و دردى كه بوجود آمده است ، شديدتر بوده باشند ، تضادّى كه بوجود مى آيد تندتر و شديدتر بوده و اثر آن ناراحت كننده تر و شكننده تر خواهد بود . در صورتى كه انتقال ذهنى به تصوّرهاى متنوّع و به فعّاليّتهاى گوناگون هرگز تضادّى را