ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٠ - اگر حقيقت بعد از تشخيص داده شدن جدّى گرفته شود ، هم بر معرفت افزوده مى شود و هم عمل پر معنى و ضرورى تلقّى مى گردد
نيروى درك و دريافت آنرا تقويت مى نمايد . البتّه اين مسئله كه دسترسى انسان به حقائق و طرق آن چيست در عين حال كه مشكل نما است ، ساده و راحتتر از آن است كه مردم معمولا گمان مى برند . مى توان گفت : هر آنچه كه برآورندهء نيازى از نيازهاى واقعى انسان است ، حقيقتى است كه بايد آنرا جدّى تلقّى نمود و پذيرفت . تشخيص اين نيازهاى واقعى [ نه خيالى و تصنّعى ] و شناخت حدود امكانات و قدرت ، آن چنان دشوار نيست كه آدمى را از حركت در مسير « حيات معقول » معذور نمايد . در قلمرو وسيع معرفت ، حقيقتى كه پاسخگوى تشنگى انسان به قرار گرفتن در جاذبهء كمال مطلق است ، از - < شعر > ديد موسى يك شبانى را به راه كاو همى گفت اى خدا و اى اله تو كجائى تا شوم من چاكرت چارقت دوزم كنم شانه سرت دستكت بوسم بمالم پايكت وقت خواب آيد بروبم جايكت < / شعر > گرفته تا معارفى كه بزرگترين حكما و عرفاى راستين را به گرديدن واداشته ، تا توحيد ابراهيمى ( ع ) و محمّدى ( ص ) و شهود على ( ع ) لم أعبد ربّا لم أره ( نپرستيدهام خدائى را كه نديدهام ) شامل مى گردد .
و در قلمرو وسيع عمل پاى ملخى كه مورچهء ناتوانى با احساس شريف تكليف برين بحضور سليمان كمال يافته مى برد ، مشمول همان حقيقت گسترده است كه در حدّ اعلايش عمل رسالت رسولان قرار گرفته است .
اين حقيقت عبارتست از ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) [١] ( ما از آن خدائيم و بسوى او بر مى گرديم ) .
[١] . البقرة آيه ١٥٦ .