ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - دفع توهّم مهمّ در بارهء تكميل ابعاد هفتگانه با همديگر
از كتاب مثنوى اين دخالت بازيگرى را آورده است . از آن جمله :
< شعر > از سر امرود بن بينى چنان زان فرود آتا نماند اين گمان < / شعر > < شعر > چون تو جزء عالمى پس اى مهين كلّ آنرا همچو خود دانى يقين چون تو برگردى و برگردت سرت خانه را گردنده بيند منظرت ور تو در كشتى روى بَرْيَم روان ساحل يم را همى بينى دوان < / شعر > < شعر > در چَه دنيا فتادند آن قرون عكس خود را ديده هر يك چه درون عكس در چَه ديد و در بيرون نديد همچو شير گول اندر چَه دويد از برون دان هر چه در چاهت نمود ور نه آن شيرى كه در چَه شد فرود چشم كج كردى دو ديدى قرص ماه چون سؤال است اين نظر در اشتباه راست گردان چشم را در ماهتاب تا يكى بينى تو مه را ، نك جواب اى خدا بنماى تو هر چيز را آن چنانكه هست در خدعه سرا طعمه بنموده بما وان بوده شصت آن چنان بنما بما آنرا كه هست < / شعر > كرين برينتون مى گويد : « چنانچه ديده شده يك عنصر ضرورى در هر كوششى براى علمى كار كردن ، بيطرفى دانشمند است . در مورد يك تاريخ نگار ، اين بيطرفى بمعناى توانائى او است در جهت حفظ مشاهدات خود از آنچه كه رويداده است ، در برابر تأثير پذيرى از آنچه كه او دوست دارد رخ داده باشد . [١] ما پيشتر در بحث مربوط به طرح مفهومى با اين دشوارى روبرو شده بوديم - در همان جا كه انقلاب را چونان تب پنداشتن ، در نگاه نخست ، نوعى طرد انقلاب و بدنامى آن بنظر مى رسيد . باز بايد گفت كه : در علوم اجتماعى دسترسى
[١] . ممكن است گاهى پافشارى و اصرار به عقيدهء پيش ساخته چنان مؤثّر گردد كه تاريخ نگر ناآگاهانه دست به ساختن وقايع تاريخى ببرد و باصطلاح بجاى آنكه وقايع را از تاريخ بدست بياورد ، آنها را بسازد .