ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٤ - عرفان مثبت اسلامى يا مسير انسان كامل
توانائىهاى او اجازه مى دهد در بارهء انسانهاى ديگر احساس مسئوليّت نموده آنانرا در حركت در مسير خود مشترك بداند ، زيرا آن انسان كه نيازمنديهاى همنوعش را بداند و توانائى منتفى ساختن آنها را داشته باشد و با اين حال آن توانائى را در راه تنظيم حيات مادّى و معنوى خنثى نمايد و راه خود را پيش بگيرد ، نخواهد توانست به كمال انسانى نائل گردد . در يك حديث آمده است ما آمن بى من بات شبعانا و جاره المسلم جائع [١] ايمان به من نياورده است كسى كه در حال سيرى شب را به روز برساند در حالى كه همسايهء مسلمانش گرسنه باشد .
وقتى كه يك رهرو منزل كمال قدرت و امتيازى را كه دارا است ، اگر چه خيلى اندك باشد ، در راه احتياجات مادّى و معنوى انسانها صرف مى كند با اين هدفگيرى كه « خلق همه يكسره عيال خدايند » و با توجّه به اين كه الخلق كلَّهم عيال اللَّه و أحبّهم إليه أنفعهم لهم همهء مردم بمنزلهء خانوادهء خداوندى هستند ، محبوبترين آنان در نزد خدا سودمندترين آنان بخانوادهء خدا است چنين شخصى از محبّت الهى در حدّ اعلا بهره مند است . مگر شايستگى ورود در مقام والاى محبّت الهى هدف عالى عرفان و كمال انسانى نيست پس تكاپوى انسان كامل نمى تواند در خلاء محض بوده باشد ، زيرا انسانهائى كه در پيرامون او زندگى مى كنند ، در عوامل ادامهء حيات او مشتركند ، آنان نيز تشنهء معرفت و گرديدنهاى تكاملى مى باشند . لذا تا آنجا كه شعاع قدرت رهرو منزلگه كمال و عرفان مثبت كشيده شده است ، بهيچ وجه نمى تواند اين قدرت را مهمل و يا در پيش برد هدفهاى شخصى خود صرف نمايد .
< شعر > ما ز بالائيم بالا مى رويم ما ز دريائيم دريا مى رويم < / شعر >
[١] . سفينة البحار ج ١ ص ١٩٠ .