ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - آيا هدف از عرفان و حقّگرائى بهشت مادّى است كه خود طبيعى را خواهد نواخت
آن لذايذ در ابديّت خيلى والاتر از معانى طبيعى آنها در اين دنيا است ، چنانكه در آيهء ( وَسَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً « طَهُوراً » ) [١] ( و پروردگار آنان ، از شراب طهور آنان را سيراب ساخت ) .
كه قطعا مقصود از شراب طهور حقيقتى والاتر از آنست كه در اين دنيا ديده مى شود . به اضافهء دو آيهء ديگر كه مى فرمايد : ( مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ) [٢] ( مثل آن بهشتى كه ورود به آن براى انسانهاى با تقوى وعده داده شده است . . . از نظاير اين آيات معلوم مى شود كه همان گونه كه گفتيم مفاهيم واقعى عوامل لذّت مادّى كه در قرآن آمده است از باب :
< شعر > چون كه با كودك سرو كارت فتاد پس زبان كودكى بايد گشاد < / شعر > و هيچ گونه خلاف منطق نيست كه الفاظى كه در اين دنيا در بارهء نعمتهاى بهشتى بكار رفته است ، مقصود اصلى از آنها حقايقى بسيار والاتر از مفاهيم مادّى باشد نظير اين گونه استعمال در همين دنيا بسيار متداول و رايج است .
بعنوان مثال مى گوئيم : « آن شخص در كار خود دلگرم است » آيا مقصود از اين گرما حرارت فيزيكى است « آن شخص از كار خود دلسرد شده است » آيا مقصود از سردى در جملهء مزبور سرماى فيزيكى است « اخلاق عالى آن شخص دودمانش را مبدّل به بهشت نموده است » « من وقتى كه عدالت آن شخص را ديدم در دريائى از احساس عظمت غوطه ور شدم » ، « وجدان او از خورشيد جهان افروز روشنتر و با فروغتر است » « من درون خود تشنگى سوزانى براى علم
[١] . الإنسان آيهء ٢١ .
[٢] . الرّعد آيهء ٣٥ و محمّد ( ص ) آيهء ١٥ .