ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - دو انحراف تباه كننده كه بزرگترين و نفوذ ناپذيرترين سدّ تكامل و رشد آدميان گشته است يك - خود بزرگ بينى دو - خود كوچك بينى
دو انحراف تباه كننده كه بزرگترين و نفوذ ناپذيرترين سدّ تكامل و رشد آدميان گشته است : يك - خود بزرگ بينى . دو - خود كوچك بينى در يك مثل عاميانه كه بهترين بازگو كنندهء افراط و تفريط در نوع انسانى است ، چنين آمده است : كه كودكى در پشت بام بازى ميكرد ، وقتى كه به لبهء بام نزديك شد ، مادرش فرياد زد : برو عقب ، برو عقب ، كودك آن قدر عقب عقب رفت كه به لبهء ديوار طرف مقابل رسيد . بار ديگر مادر كودك از آن طرف فرياد زد ، برو عقب ، برو عقب ، كودك تا لبهء بام مقابل رفت . . . بدين ترتيب اين جريان و فرياد تكرار مى شد تا يك خردمند كه در آنجا مشغول تماشا بود ، گفت : مادر مهربان اين قدر داد و فرياد مكن ، اين كودك فلسفه و هدف داد و فريادهاى ترا نمى فهمد ، زحمت بكش و برو پشت بام و كودك را بردار و پايين بياور . [١] وقتى كه به انسانهائى كه در مسير رشد روحى هستند و هنوز از اصول و قوانين رشد روحى برخوردار نشدهاند ، ميگوئى : تكبّر و خود بزرگ بينى و خودپرستى و خودنمائى يك پديدهء پليد است ، آن قدر در كوچك كردن و نفى امتيازاتى كه دارا است ، افراط مى ورزد كه خود را با كمال خوشحالى و بقصد رسيدن به رشد و كمال روحى منفى مى سازد و موجوديّت خود را تباه ميكند و نام آنرا رشد و كمال مى نامد و اگر بگوئى : تو يك انسانى و موجوديّت تو داراى اهمّيّت و عظمت است ، در شناخت اين اهمّيّت و عظمت به اشتباه
[١] . اين نكته را برتراند راسل در مصاحبه اى كه با وايت داشته است ، متوجّه شده مى گويد : « من مطمئنّم و اميدوارم كه بشر حدّ وسط ( اعتدال ) را خواهد آموخت و بعقيدهء من نهايت لزوم را دارد ، و اين عمل كاملا ممكن است . من اين پيشگوئىهاى تاريك را كه در جريان آن هستيم ، بعنوان يك وحى منزل انجيلى تلقّى نميكنم ، من اميدوارى زيادى ندارم » . اين متفكَّر جملهء بعدى را هم در جواب سؤال وايت در بارهء گرفتارى مردم به تعصّب ، مى گويد : « برخوردارى از عقل سالم موضوعى كاملا نسبى است . افراد بسيار معدودى كاملا از عقل سليم برخوردارند ، تقريبا هر كسى زوايائى دارد كه در آن زوايا داراى جنون است . توضيح و بررسى مصاحبهء برتراند راسل - وايت تأليف اين جانب ص ١٤١ و ١٤٢ چاپ چهارم .