ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٤ - بجاى پرداختن به افراط در برهم زدن لابلاى خود در جاذبهء كمال قرار بگيريم
حكم به فناى عمر انسانهائى كه نحو نمى دانند نمى كردى ، بلكه امروز كه گرداب براى فرو بردن تو كام باز كرده است ، حيات خود را از مرگ نجات مى دادى .
ولى هيهات كه آب از سر گذشته و پيك اجل از در در آمده است .
بجاى پرداختن به افراط در برهم زدن لابلاى خود در جاذبهء كمال قرار بگيريم در باب علم اخلاق و عرفان حرفه اى ، گاهى در راهنمائىهاى خود براى سازندگى انسان ، مردم را به افراط در بهم زدن لابلاى خود وادار ميكنند .
و مى گويند : خود بايد تحقير شود ، بايد كوبيده شود ، بايد سوخته و تباه گردد و با اين دستورات و توصيهها مردم را به جاى خودسازى به خود - سوزى مى كشانند و نمى دانند كه همان مقدار كه با تشويق انسانها به تكبّر و خودپرستى و متورّم ساختن خود ، به سقوط كشيده ميشوند ، همان اندازه هم با وادار كردن مردم به تحقير و كوبيدن و سوزاندن خود تباهشان مى سازند .
براى توضيح روش صحيح در اين مسئلهء بسيار حسّاس ، نخست بايد دو اصل اساسى مربوط به خود را در نظر بگيريم : اصل يكم - صيانت ذات ، اين همان اصل الاصول در حقيقت موجوديّت انسان است كه بدون كمترين استثناء گردانندهء « حيات » انسانها است . اين اصل نامهاى ديگرى نيز دارد ، مانند : حبّ ذات ، حبّ بقا و غير ذلك .
اصل دوم - تعديل ذات - اين همان اصل الاصول در حقيقت « انسان آن چنان كه بايد » است كه رسالت همهء پيامبران و اوصياء و اولياء و حكماء راستين براى تعليم اين اصل بوده و تربيت مردم را بر مبناى آن بعهده گرفته بودند .
مسلَّم است كه اگر تعليم و تربيت صحيح تعديل و تنظيم خود را تأمين ننمايد ، طغيان مطلق خود طبيعى با هيچ قدرتى قابل مهار كردن نيست . آنچه كه از منابع معتبر اسلامى مى توان استخراج كرد و از شواهد و دلائل قابل توجّهى