ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - خودپرستى و خودنمائى با بهجت و شكوفائى روح در تكاپوى عرفانى تضادّ تباه كننده دارد
برمى دارم » ، « من عدالت مى ورزم » « از آن هنگام كه حقّ به من نشان داده شده است ، ترديدى در حقّ نداشتهام » ، « اگر پرده از روى واقعيّات برداشته شود بر علم من افزوده نمى شود » ابراز اين جملات خودنمائى و خودپرستى نيست ، بلكه بيان موقعيّتهائى است كه رهگذر راه رشد و كمال مى نمايد . اين گونه ابراز در بارهء موقعيّتهاى وجودى ، درست شبيه به اين است كه جاندارى بگويد : « من نفس مى كشم » چنانكه بازگو كردن چنين امر طبيعى هيچگونه خودپرستى و خودنمائى در بر ندارد ، همچنان بازگو كردن يك رهگذر كوى حقّ و كمال اين حقيقت طبيعى را كه « من عادلم » ، « من حقّ را مى شناسم » ، « من بىپرده با واقعيّتها آشنائى دارم » .
< شعر > گل خندان كه نخندد چه كند علم ار مشك نبندد چه كند آفتاب ار ندهد تابش و نور پس بدين نادره گنبد چه كند < / شعر > اين اصل ( شناخت من آن چنانكه هست و پذيرش آن ) در مباحث آينده مطرح خواهد شد .
در تمامى فرهنگ انسانى انسانها در همهء دورانها ، دشنامى زهرآگينتر از « اى خودپرست » سراغ نداريم . چنانكه در فرهنگ طبيعى محض بشرى نيز كه گردانندگان آن ، بجهت ناتوانى از زندگى با وجود ديگران در ميدان تنازع در بقاء به جست و خيز مشغولند ، دشنامى بدتر از « اى خود ساختهء عقلانى كه خودهاى ديگران را نيز به رسميّت بشناسد » وجود ندارد آيات قرآنى و احاديث معتبر در سرزنش و توبيخ جدّى خودپرستى و خودنمائى بقدرى فراوان است كه جمعآورى و شرح و بسط آنها واقعا به تأليف مجلَّداتى متعدّد نيازمند مى باشد . همهء آيات قرآنى كه كلمهء استكبار را با ديگر مشتقّاتش بكار برده است . مربوط بهمين پديدهء زشت خودپرستى و خود محورى است . پليدترين جرمى كه در برابر خداوندى صورت گرفته است تكبّر شيطان مطرود است كه به آدم ابو البشر سجده نكرد . آيات مربوط به كبر