ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - مفهومى مشترك از عرفان كه در گذرگاه تاريخ معرفت در جريان بوده است
احساس آزادىهاى كاذب است و اين آگاهى فوق آگاهىهائى كه حجاب - هائى ما بين روح آدمى و حقيقت مى كشند ، آغاز تولَّد دوم است .
< شعر > چون دوم بار آدميزاده بزاد پاى خود بر فرق علَّتها نهاد < / شعر > ( مولوى ) و چنانكه انسان عارف با اين تولَّد از اسارت و فشار زنجيرهاى علل و معلولات سطحى نجات پيدا ميكند ، همچنين از لذائذ كاذب احساس آزاديهاى پالان شكل [ بقول مولوى ] و آگاهىهاى مزاحم روشنائىهاى شهود حقيقى دست برداشته ، اشعّه اى از نمونهء اختيار و علم خداوندى را در خود مى يابد .
اين مسئله بسيار با اهمّيّت در مباحث آينده مشروحا مطرح خواهد گشت .
مفهومى مشترك از عرفان كه در گذرگاه تاريخ معرفت در جريان بوده است يك مفهوم مشترك كه در اكثريّت قريب به اتّفاق همهء عرفاى جوامع و ملل از سرودهاى و داهاى هندى گرفته تا اوپانيشادها و عرفان فيثاغورثى و عرفان اسلامى و عرفان مغرب زمين ديده مى شود ، احساس نوعى وارستگى و منزّه بودن از اسارت و بردگى تعلَّقات حيوانى محض و خودخواهى است كه با مهار كردن و محدود ساختن تمايلات و هواهاى نفسانى و با برقرار ساختن رابطهء مخصوصى با واقعيّات كه در مباحث آينده مطرح خواهد گشت ، بوجود مى آيد . اين مفهوم مشترك در صورت واقعى بودن رابطه با واقعيّات قابل دوام و ترقّى و اعتلاء در درون انسانها است . اگر با مختصّاتى كه براى عرفان مثبت خواهيم شمرد ، توأم بوده باشد ، سازنده ترين نيروئى است كه براى يك انسان قابل تصوّر است و آن عرفانى كه مى توان گفت ، اسلام آن را با آيهء ( « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » ) هدف زندگى انسانها معرفى كرده است ، همين عرفان است كه پيامبران و اولياء اللَّه و پيشتازان معرفت برين ، جويندگان صميمى آن مى باشند . اشخاصى كه در اين زندگانى به چنين عرفانى نائل مى گردند ،