ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٨ - كدامين حجّت را مى توان بر حجّة الله اقامه نمود
اين ادّعا خنده آورتر از آن است كه حتّى كلمه اى براى خلاف واقع بودن آن بنويسيم . آيا بگويد : علىّ بن ابي طالب ( ع ) علاقه به مقام و جاه داشت آيا مى توان چنين ادّعائى را در بارهء كسى قبول كرد كه از هنگام رحلت پيامبر اكرم ( ص ) مى توانست مبارزه براى بدست آوردن مقام را شروع نموده و به نتيجه قطعى برسد مگر على ( ع ) نبود كه مى توانست با يك كلمهء « بلى » در شوراى انتخاب زمامدار بخواستهء عبد الرّحمن بن عوف خلافت و زمامدارى را بدست بياورد و همهء ما مى دانيم كه آن « بلى » را نگفت و مقام را از خود براند .
در همين نهج البلاغه در خطبهء سوم صريحا فرموده است :
أما و الَّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة ، لولا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر و ما أخذ اللَّه على العلماء ألَّا يقارّوا على كظَّة ظالم و لا سغب مظلوم لألقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس أوّلها و لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندى من عفطة عنز .
( سوگند بخدائى كه دانه را شكافت و روح را آفريد ، اگر گروهى براى يارى من آماده نبود و حجّت خداوندى با وجود ياوران براى من تمام نمى گشت و پيمان الهى با دانايان در بارهء عدم تحمّل پرخورى ستمكار و گرسنگى ستمديده نبود ، مهار اين زمامدارى را به دوشش مى انداختم و انجام آن را مانند آغازش با پيالهء بىاعتنائى سيراب مى كردم . در آن هنگام مى فهميديد كه اين دنياى شما در نزد من از اخلاط دماغ يك بز ناچيزتر است ) .
آيا بگويد : علىّ بن ابي طالب ( ع ) از علم و معرفت بدور بود اين سخن امير المؤمنين ( ع ) را كه :
لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا ( اگر پرده برداشته شود بر يقين من افزوده نشود ) عدّهء فراوانى از محقّقان و متفكَّران مطَّلع از حيات آن حضرت نقل كردهاند . براى همان مردم كافى بود كه مقدارى از سخنان امير المؤمنين ( ع )