ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - انسان عارف اگر سخنى بگويد مقصود خود را تفهيم مى نمايد و موقعى كه سخن موردى نداشته باشد ، سكوت ميكند
با نظر به مضامين ديگر آيات و معارف عقلى مى دانيم كه انتقال از جائى به جاى ديگر در بارهء خدا كه فوق جسم و جسمانيّات است ، امكان ناپذير ميباشد . و اين معنى غير از شطحيّات است كه ظاهر آنها براى بكار بردن در الهيّات ناشايسته و محال بوده باشد كه براى تأويلش مطالب غير قابل قبول نيازمند بوده باشد . و همچنين در آيات متشابه با حكمتى كه در نزول آنها وجود دارد ، هيچ احتمال خطا و خلاف واقعى وجود ندارد ، زيرا متشابهات قرآنى سخنان خداوندى است . [ البتّه اين كه حكمت متشابهات در قرآن چيست مسئله ايست جداگانه كه مرحوم علَّامهء طباطبائى در كتاب الميزان در تفسير آيهء محكم و متشابه مشروحا بحث نموده است . ] حال ببينيم در توضيح معناى شطحيّات چه گفتهاند : « شطحيّات - اصطلاح عرفانى مأخوذ از تازى - آنچه صوفيان گاه وجد و حال بيرون از شرع گويند » [١] بنا بر اين ، اين گونه سخنان جز منحرف ساختن و گمراه كردن انسانها نتيجه اى نمى دهد ، زيرا متشابهات پس از تأويل و تفسير صحيح داخل در قلمرو شرع مى گردند ، در صورتى كه شطحيّات خارج از شرع ميباشد . « عبارتست ( شطحيّات ) از كلام فراخ گفتن بىالتفات و مبالات چنانكه بعضى بندگان هنگام غلبهء سكر و غلبات گفتهاند ، فلا قبول لها و لا ردّ ، لا يؤخذ و لا يؤاخذ . ( نتوان آنها را قبول كرد و نتوان ردّ كرد ، آن گونه سخنان را نمى توان اخذ كرد و نمى توان گويندهء آنها را مورد مؤاخذه قرار داد ) .
چنانكه ابن اعرابى گفته است : أنا أصغر من ربّى سنتين ( من دو سال از پروردگارم كوچكترم ) .
[١] . لغت نامه - دهخدا مادّهء ش - شطحيّات ص ٣٨١ نقل از كشّاف اصطلاحات الفنون و يادداشت مؤلَّف .