تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤١٣ - رجال
اصل ضمن شرح حالهاى ديگر ذكر شدهاند، مرتّب كرده و آن را ترتيب رجال الكشى[١] نام نهاده و به سال ١٠١١ ق، به پايان رسانده است.
اثر ديگر قهپايى، ترتيب الفهرست للطوسى است.[٢] چون كتاب الفهرست شيخ طوسى از كتب مهم رجالى بوده و مراجعه بدان به جهت غير مرتّب بودنش دشوار مىنمود، مؤلّف، آن را به ترتيب حروف الفبايى تنظيم نموده و سپس، آن را در سال ١٠١٦ ق، ضمن تأليف مجمع الرجال، در آن درج كرد.
جامع فعّاليتهاى رجالى وى، كتاب مجمع الرجال فى معرفة أحوال الرجال است.
اين كتاب، جامع كتب اربعه رجالى و الضعفاء ابن غضائرى است.[٣] وى پس از ترتيب دادن اين كتابها، بر آن شد تا براى آسان شدن كار، نام رجاليان را با يكديگر جمع كند كه به ترتيب حروف تهجّى با اين عبارات كتب ياد شده و اشاره رمزى به آنها آمده و چنانچه از خود، مطلب داشته، در حاشيه آورده و در پايان كتاب، دوازده فايده رجالى بدان افزوده و در سال ١٠١٦ ق، به پايان برده است.
نياز و ضرورتى كه در اين دوره به علم رجال احساس مىشد، علما را بر آن داشت تا كتابهاى ارزشمندى در اين علم ارائه نمايند؛ ولى هر كدام از اينها داراى نقصهايى بود كه ديگران را قانع نمىكرد.
عبدالنبى بن سعد جزائرى (م ١٠٢١ ق)، شاگرد شيخ بهايى و دارنده كتابى بزرگ در رجال، كه از اصول رجالى و ... در آن سخن به ميان آورده و بدون بهكارگيرى رموز،
[١]. الذريعة، ج ٤، ص ٦٧؛ فهرست نسخ خطّى آية اللَّه مرعشى، ج ٥، ص ١٨٣.
[٢]. الذريعة، ج ٤، ص ٦٦؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانه ملّى ملك، ج ١، ص ٩٩؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانهمركز احياى ميراث اسلامى، ج ١، ص ٤١١.
[٣]. نسخهاى از كتاب حلّ الاشكال فى معرفة الرجال ابن طاووس حلّى( م ٦٧٣ ق) كه حسن بن زين الدين از روىآن التحرير الطاووسى را نوشت، به دست ملّا عبداللَّه شوشترى( م ١٠٢١ ق) افتاد. ايشان هم به جهت فرسوده بودن آن و ترس از نابودى آن، تنها كتاب الضعفاء منسوب به ابن غضائرى را استخراج كرد و بر اساس حروف، مرتّب كرد. سپس عناية اللَّه قهپايى، شاگرد وى، نسخه استادش را در كتاب مجمع الرجال خويش آورد( ر. ك: الذريعة، ج ٤، ص ٢٨٩ و ج ١٠، ص ٨٩).