تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٤٠٠ - د تفسير مأثور
كه به صورت جَرْى و تطبيق بر طريق ائمه معصوم، از منابع مختلف، گردآورى شده است. حويزى در تفسير، الفاظ آيه، اعراب و قرائت آن، سخنى به ميان نياورده و تفسيرش شامل تمام آيات قرآن نيست و علّت آن، عدم ورود روايات خاصّه در تفسير آيات است و به همين منظور، بسيارى از آيات را ذكر نكرده است.[١] حويزى، در بيان هدف خويش از تأليف تفسير، در مقدّمه كتاب مىنويسد:
خادمان كتاب الهى و گيرندگان از وحى الهى را ديدم كه هر كدام، راههاى مختلف را مىپيمايند. برخى از آنان به ذكر عربى و معانى الفاظ، برخى به بيان تركيب نحوى، برخى به استخراج مسائل صرفى مىپردازند و برخى، نهايت تلاش خويش را در آنچه متعلّق به اعراب و تصريف است، مىگذارند ... علاقهمند شدم به بعضى از آيات قرآن رواياتى از اهل بيت عليهم السلام را اضافه نمايم تا بيانگر آيات مشكل و كاشف از اسرار باطنى (تأويل) آيات باشند.[٢] با وجود اين، وى، اسناد روايات را ساقط نموده و آيات را نياورده و به همين خاطر، شناخت روايات مربوط به هر آيه را با مشكل مواجه ساخته است؛[٣] ولى در چاپ دوم آن، محقّق اين نكته را دريافته و آيات قرآن را آورده تا مطلب آشكار گردد و استفاده از آن، آسانتر گردد.[٤] تفسير نورالثقلين، مشتمل بر احاديث صحيح، ضعيف، اسرائيليات، غلوّ و ...
است كه نمونهاش در تفسير مربوط به هاروت و ماروت، آمده است.[٥] علّامه طباطبايى قدس سره، تلاش مؤلّف را در تأليف اين كتاب، ستوده است.[٦] برخى
[١]. همان، ص ٧٣٣.
[٢]. نورالثقلين، ج ١، ص ٢.
[٣]. الذريعة، ج ٢٤، ص ٣٦٥.
[٤]. المفسّرون حياتهم و منهجهم، ص ٧٣٣.
[٥]. نورالثقلين، ص ١٠٧.
[٦]. همان، مقدّمه، ص« ج».