تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٥٨ - فصل پنجم محتواى فعاليت هاى حديثى در سده هاى دهم و يازدهم
اعتقادى و آنچه فرا گرفتن آن بر هر مسلمان، لازم است كه تأليف آن به سال ١٠٤٢ ق، به پايان رسيده است.
٨. الأربعين فى إمامة الطاهرين، از ملّا محمّد طاهر بن حسين شيرازى قمى (م ١٠٩٨ ق). چهل دليل عقلى و نقلى قطعى است بر اثبات امامت ائمه معصوم با پيشگفتارى در احاديث و روايتهايى كه اهل سنّت در امامت حضرت اميرمؤمنان نقل كردهاند و پاسخ با استفاده از گفتهها و شبهات آنها، و خاتمهاى درباره پارهاى از عقايد آنان در اصول و فروع دين و مسائل اعتقادى.
دوم. حوزهاى كه بيشتر جنبه درونْمذهبى داشت و احاديثى بود كه عالمان دين، حكومت صفويه و حاكمان، آن را با اين احاديث، منطبق مىساختند. منسوب است كه شيخ بهايى، به نقل از پدر خويش، حديثى را از امام على عليه السلام بدين مضمون نقل مىكند:
إنّ لنا بأردبيل كنزاً وأىّ كنز، ليس بذهب ولا فضّة ولكنّه رجل من أولادى يدخل تبريز مع إثنا عشر ألف راكباً بغلة شهباء وعلى رأسه عصابة الحمراء.[١] اين حديث در منابع معتبر حديثى يافت نشد.
در شرح حديث «دولتنا فى آخر الزمان»،[٢] كه مؤلّف آن، نامعلوم است، نويسنده، سعى در تطبيق دولت صفويه با اين حديث دارد و براى آن، دوازده دليل آورده است.
علّامه محمّد باقر مجلسى، به سال ١٠٧٨ ق، در رسالهاى كه در ترجمه و شرح
[١]. همانا كه در اردبيل براى ما گنجى است و چگونه گنجى كه از طلا و نقره نيست؛ اما مردى است از اولاد من كه با دوازده هزار سوار، بر اسب سفيد وارد تبريز مىشود و سربندى سرخ بر سر دارد( ر. ك: خلاصة التواريخ، ص ٧٥؛ فارسنامه ناصرى، ج ١، ص ٣٦٩؛ تاريخ ادبيات در ايران، ص ١٠).
[٢]. فهرست نسخ خطّى كتابخانه آية اللَّه مرعشى، ج ٤، ص ١٥٤.