تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٣٣٨ - مشايخ اجازه
مشايخ اجازه
حديث شيعه در نيمه دوم قرن دهم و اوايل قرن يازدهم هجرى، بر مدار «اجازات» مىچرخيد و اين، مطلبى است كه در شناسايى محدّثان اين عصر، بدان دست يافتيم.
شيخِ مشايخ اجازه در اين دوره، شهيد ثانى (م ٩٦٦ ق) بوده است و هنگام عرضه آن به استاد، اجازه روايتى دريافت مىنمودهاند.[١] اساتيد، به هر يك از شاگردان خود، كه در نزد آنان، كتابى مىخواندند و آن را خوب مىآموختند، اجازه نقل و روايت مىدادند. اگر همه اين مُجازان را محدّث به حساب آوريم، خود، چندين مجلّد كتاب مىشود.[٢] به همين جهت، در بحث شناسايى محدّثان اين دوره، به معرّفى كسانى پرداختهايم كه اوّلًا در كتابهاى تراجم به محدّث بودن آنها تصريح شده است و ثانياً داراى تأليفات حديثى بودهاند.
١. جمال الدين عطاءاللَّه بن فضل اللَّه، ملقّب به امير جمال الدين حسينى محدّث دشتكى شيرازى هروى، معروف به امير جمال الدين محمّد شاهرودى (م ٩٣٠ ق).
وى از علماى اوايل عصر صفوى و فاضل، عالم و جليل بوده و بعضى بزرگان، او را
[١]. به عنوان نمونه، محمّد حسين بن حيدرلى تسترى(/ شوشترى) از شاگردان علّامه مجلسى، كتابت اصول الكافى را در سال ١٠٧٢ ق، به پايان رسانده و آن را بر علّامه قرائت كرده و ايشان به سال ١٠٧٦ ق، اجازه مختصرى براى وى نوشته است( طبقات أعلام الشيعة، ج ٥، ص ١٦٢؛ أعيان الشيعة، ج ٩، ص ٢٥١).
نيز محمّد بن محمود بن على طبسى، از شاگردان علينقى طغايى قاضى( م ١٠٦٠ ق)، در سال ١٠٣٤ ق، در مدرسه لطفاللَّه شيرازى شروع به نوشتن كتاب التهذيب شيخ طوسى( م ٤٦٠ ق) نموده است و اجازه استادش شرفالدين على بن حجّت شولستانى در پشت كتاب است( طبقات أعلام الشيعة، ص ٣٥٤).
[٢]. به عنوان نمونه، مؤلّف كتاب زندگى نامه علّامه مجلسى، بعد از آن كه ١٨٥ نفر از شاگردان و اجازهگيرندگان از علّامه مجلسى را نام برده، مىنويسد:« به يقين، شمردن و نام بردن اسامى شاگردان و مجازان از علّامه مجلسى از محالات عادى به شمار مىرود»( زندگى نامه علّامه مجلسى، ج ٢، ص ١٠).