تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٩٦ - رواج اخباريگرى در قرن دهم و يازدهم هجرى
مركزى گرديد.[١] بابر، در وصيّتنامهاى به پسرش همايون (حكومت به سال ٩٣٧ و م ٩٦٤ ق) مىنويسد:
همواره شقاق بين شيعه و سنّى را ناديده بگير؛ چون اين اختلاف، اسلام را ضعيف خواهد ساخت.[٢] از علماى شيعه ايرانى عصر بابر مىتوان به سيّد رفيع الدين شيرازى، محدّث و متكلّم همزمان بابر اشاره كرد كه در آگْرِه ساكن بود و در سال ٩٥٤ ق، در همان جا وفات يافت.[٣] زمانى كه كشمير به دست اكبر شاه گوركانى (حكومت به سال ٩٦٤ و م ١٠١٤ ق) افتاد، فصل جديدى در مهاجرت علماى شيعه آغاز گرديد و رفت و آمد علماى شيعه بيشتر شد.[٤] از علماى سرشناس شيعه مىتوان به ابوالفتوح گيلانى (م ٩٩٧ ق)، حسن بن على (شَدقَم) مدنى (م ٩٩٩ ق) و قاضى نوراللَّه شوشترى (م ١٠١٩ ق) اشاره كرد. علاوه بر اينها، بزرگانى همانند مولانا مير على ايرانى، علىمردان خان قندهارى، نوّاب ابراهيم خان و نوّاب ظفر خان را نام برد كه تشيّع را در شبه قاره هند، رونق بخشيدند.[٥]
رواج اخباريگرى در قرن دهم و يازدهم هجرى
در تعريف اخباريان گفتهاند كه: «مدار بر خبر نهند و اجتهاد نكنند».[٦] آنان به قطعىّ
[١]. تاريخ ادبيات ايران( از صفويه تا عصر حاضر)، ص ٧٤؛ تشيّع در هند، ص ١٤٣.
[٢]. تاريخ ادبيات ايران( از صفويّه تا عصر حاضر)، ص ١٤٤.
[٣]. مهاجرت تاريخى ايرانيان به هند قرن هشتم تا هجدهم ميلادى، ص ٢٣٨.
[٤]. مطلع الأنوار احوال دانشمندان شيعه پاكستان و هند، ص ٢٤.
[٥]. همان، ص ٢٥.
[٦]. دبستان مذاهب، ص ٢٥١؛ نيز، ر. ك: اسلام و مقتضيات زمان، ج ١، ص ١٤٣.