تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٨٢ - اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى شيعه در سده هاى دهم و يازدهم هجرى
ديوان محاوره، گوى مسابقت از اكثر علماى عالم برُبايند ....[١] محقّق كَرْكى (م ٩٤٠ ق) را مىتوان نخستين مجتهد و فقيه با نفوذى دانست كه در حكومت صفويه، تلاش گستردهاى را براى ترويج تشيّع و پاسخگويى به شبههها آغاز كرد. حركات منطقى و مستدلّ ايشان، باعث زدوده شدن ابهامها و آشكار شدن حقيقت مىگرديد. جلسات گفتگو، بعضاً در دربار حاكمان صفوى برگزار مىشد و عالمان شيعه و سنّى، رودرروى يكديگر به گفتگو پرداخته، دلايل خود را ارائه مىنمودند. پادشاهان صفوى، خود به اين كار، اقدام مىكردند و شاه عبّاس، خود به اين جلسهها اهتمام داشت.[٢] محمّد تقى مجلسى (م ١٠٧٠ ق) در زمينه مباحثه با علماى اهل سنّت مىنويسد:
و با جمعى از فضلاى اين زمان، مباحثات واقع شد و از ايشان تفسير نمودم كه: اين خلفاى دوازده كداماند؟ ايشان گفتند كه: همين دوازده امام شما، و هر كه انكار ايشان كند، كافر است. و خود گفتند كه اگر خلفاى اربع بگوييم، ايشان خامس ندارند و اگر خلفاى بنى اميّه و بنى عبّاس را بگوييم، ايشان اضعاف اين عددند ... والحمدللَّه، جمعى از ايشان به شَرَف ايمان، مشرّف شدند.[٣] سيّد نعمة اللَّه جزائرى، درباره يكى از اين مناظرهها مىنويسد:
به تعّجب وا مىدارد مرا مباحثه شيخ بهايى و عالمى فاضل و اعلم از علماى مصر. وى در حالى كه در دينش متعصّب بود، از شيخ بهايى پرسيد: رافضهاى [!] كه قبل از شما بودند، درباره شيخين چه مىگفتند؟
شيخ بهايى جواب داد: دو تا حديث برايم گفتهاند كه از جواب دادن بدانها عاجز ماندهام. پرسيد چه مىگفتند؟ شيخ جواب داد: مىگويند
[١]. شاه طهماسب اوّل، منوچهر پارسا دوست، ص ٦٢٤.
[٢]. مجلّه حوزه، ش ٨٩- ٩٠، ص ٢٨٥- ٢٨٧:« گفتگوهاى علمى در عصر صفوى»، علىاكبر ذاكرى( نقل به مضمون).
[٣]. لوامع صاحبقرانى، ج ١، ص ٢٨.