تاريخ حديث شيعه در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى - خدايارى، علي نقى؛ پور اكبر، الياس - الصفحة ٢٨١ - اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى شيعه در سده هاى دهم و يازدهم هجرى
فرانسيس گزاويه (١٠٥٦- ١٥٥٢ م)، براى جا انداختن باورهاى مسيحيان و توجيه آنها نوشته شد. اين كتاب به گونه مناظره بين حكيم و پادْرى (/ كشيش) مسيحى، سامان يافته است و گاه، شخص سومى به نام «ملّا» شركت مىجويد و در پايان كار، حكيم مسلمان، دست از دين خود كشيده و در جرگه عيسويان، داخل مىشود. در مقابل، علما و متفكّران اسلامى به مقابله برخاسته و نقدهايى بر آن وارد كردند و از مهمترين آنها نقد احمد علوى عاملى (م بعد از ١٠٥٤ ق)، شاگرد ميرداماد، با عنوان مصقل صفا در ردّ بر آيينه حق نما مىباشد.[١] مبلّغان مسيحى، پس از مدّتى، افزون بر شناساندن انديشههاى مسيحيّت و توجيه آنها، به گفتگو با علماى اسلام پرداختند و مناظرههاى گوناگونى در دربار صفويان بدينجهت تشكيل شد. در زمان شاه عباس دوم (١٠٥٢- ١٠٧٧ ق)، وزير اعظم وى، اعتمادالدوله (١٠٦٣- ١٠٧٠ ق)، مجلس مناظرهاى برگزار كرد و در آن، شزو، يكى از مبلغان مسيحى فرانسوى با علماى اصفهان به جدل و مناظره برخاست.
نتايج اين گفتگوها، آشنايى مسيحيان با اسلام و روى آوردن شمارى از آنان به اسلام شد. از جمله كسانى كه به اسلام گرويدند، آقا پيرى (از بزرگان ارامنه) بود كه شاردن، اسلام آوردن وى را ضربهاى كوبنده بر مسيحيّت مىداند.[٢] ب. گفتگوهاى درون دينى. در اين دوره، مناظره و گفتگو براى نماياندن مسائل كلّى اختلاف بين شيعه و سنّى شكل مىگرفته است. شاه طهماسب، در نامهاى به سلطان سليم عثمانى مىنويسد:
الحمدللَّه كه در زمان دولتِ همايون ما، به عدد نجوم افلاك، از علما و فقها حالا هستند كه به براهين قاطعه و دلايل ساطعه در ميدان مناظره و
[١]. مجلّه حوزه، ش ٨٩- ٩٠، ص ٢٧٨- ٢٧٩( با تلخيص).
[٢]. سفرنامه شواليه شاردن، ج ٢، ص ٦٢٠.