منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩
چنان كه مى فرمايد:
(اقْتَرَبَتِ السّاعَةُ...) .[١]
«رستاخيز نزديك شد».
٣. الحاقّةُ: (اَلْحاقَّةُ * مَا الْحاقَّةُ * وَما أَدْريكَ مَا الْحاقَّةُ) .[٢]
«آن رخ دهنده چيست، آن رخ دهنده؟ و چه دانى كه آن رخ دهنده چيست؟».
«حاقه» مؤنث«حاق»، به چيزى مى گويند كه به حق بايد تحقق پذيرد، و گويا در اين لفظى مانند«السّاعة» مقدر است. وواقعيت آيه چنين است:«السّاعة الحاقّة»، يعنى وقتى كه به حق بايد واقع گردد. و ممكن است مقصود اين باشد كه در آن روز حقايق منكشف مى گردد، چنان كه مى فرمايد: (يَومَ تُبْلَى السَّرائِر) :«روزى كه پنهان ها آشكار مى گردد».
٤. القارعة: (اَلْقارِعَةُ * مَا الْقارِعَةُ * وَما أَدْريكَ مَا الْقارِعَةُ) .[٣]
«حادثه كوبنده، تو چه مى دانى كه آن حادثه كوبنده چيست؟».
«قرع» به معنى كوبيدن به شدت است. گويى حادثه قيامت، قلوب را به شدت مى كوبد.
٥. الطّامة الكبرى: (فَإِذا جاءَتِ الطّامَّةُ الْكُبْرى) .[٤]
«وقتى آن مصيبت بزرگ بيايد».
«طامه» در لغت به آن مصيبت بزرگ مى گويند كه ديگر مصيبت ها را تحت الشعاع قرار دهد.
[١] قمر/١.
[٢] حاقه/١ـ٣ .
[٣] قارعه/١ـ٣.
[٤] نازعات/٣٤.