منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧
روى اين اساس هر موجود مادى محكوم به قبول تجزيه و تقسيم است، ولى انسان در درون گرايى خود به واقعيتى مى رسدكه هرگز تجزيه پذير نيست، و هر چه هم بر فكر و انديشه فشار بياورد كه آن را دو نيم كند پذيرا نمى باشد، و آن شخصيت انسان است كه به آن با لفظ«من» در زبان فارسى، و«أنا» در زبان عربى اشاره مى كند و يك واقعيت بسيط و تجزيه ناپذيرى را درك مى كند، و اگر واقعيت شخصيت او يك واقعيت مادى بود نبايد به صورت يك امر بسيط و تجزيه ناپذير درك شود، از اين اصل مى توان نتيجه گرفت كه اين واقعيت كه در اصطلاح فلسفه و شرع به آن«نفس» و«روح» مى گويند، واقعيت دور از ماده و آثار مادى است.
از مطالب ياد شده روشن شده كه اين براهين سه گانه راجع به شخصيت انسان است كه از سه طريق مورد مطالعه قرار مى گيرد، گاهى از زاويه«ثبات» در كوران دگرگونى ها، وبار ديگر از زاويه«حضور» به هنگام غفلت از بدن، و بار سوم از نقطه نظر«بساطت» و تجزيه ناپذيرى، و اين ويژگى هاى سه گانه مى تواند ما را به تجرد واقعيت انسان (روح ونفس) و پيراستگى آن از ماده هدايت كند.
ما ،در اين جا به اين دلايل سه گانه عقلى و فلسفى تجرد نفس اكتفا مىورزيم اگر چه براى اثبات تجرد نفس دلايل ديگرى نيز وجود دارد علاقمندانى كه مايلند در اين مورد بيش از اين مطالعه و بررسى به عمل آورند، به كتابهاى فلسفى مراجعه نمايند.[١]
[١] اسفار: ج٩، باب ٢، فصل (براهين يازدهگانه تجرد نفس)، اشارات:٢/٣٦٨ ٣٧١ ، اصول فلسفه:ج١، مقاله ٣.