منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٤
مى نمايد و مفاهيم و مسايل كلامى و دينى را بر اين اساس تفسير مى نمايد و در شرح كلام صدوق مى گويد:
عقبه هاى قيامت همان احكام دينى است كه انسانها بايد در روز قيامت پاسخگوى آنها باشند ولى هرگز مقصود اين نيست كه حقيقتاً در سراى ديگر كوهها و گردنه هاى صعب العبورى بر صراط قرار دارد و بندگان موظفند تا از آنها عبور نمايند و خود را به بهشت برسانند، بلكه مقصود از«عقبه»(گردنه) كه در قرآن وروايات آمده است، همان دستورات الهى است كه از آنجا كه رعايت آنها تحمل مشكلات و دشوارى هايى را همراه دارد از آنها به«عقبه» تعبير شده است.[١]
سپس مى افزايد: التزام به آنچه«حشويه» مى گويند كه روز قيامت، كوههايى با گردنه اى صعب العبور آفريده مى شود و اهل محشر بايد از آنها عبور نمايند، ادعايى بدون دليل است، زيرا نه از نظر دلايل نقلى مطلب روشن و قابل اعتمادى در دست است و نه عقل در اين باره قضاوت و حكمى دارد، زيرا آنچه از نظر عقل لازم و قطعى است، اين است كه بر اساس اصل حكمت الهى به برپايى قيامت حكم قطعى مى نمايد، ولى در مورد خصوصيات ياد شده اگر چه امكان آن را نفى نمى كند، ولى هيچ گونه حكمى بر لزوم آن ندارد.[٢]
در توضيح كلام مفيد يادآور مى شويم واژه«عقبه» در قرآن در مورد برخى
[١] بنابراين نبايد به ظاهر اين گونه تعبيرها جمود ورزيد، بلكه اين گونه تعبيرها نوعى تشبيه و تمثيل است كه براى اين كه حقايق غير محسوس براى ذهن هاى ابتدايى قابل درك باشد مورد استفاده قرار مى گيرند.
[٢] بحارالأنوار:٧/١٢٩.