منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٤
بنگرند، وسخت در رنج و تعب باشند و گرنه اگر نفس آنان در حدّ يك نفس حيوانى مانند خوك و ميمون تنزل نمايد، هرگز از نگرش به ظاهر خود رنج نبرده، بلكه از آن شادمان مى بودند.
قرآن به اين حقيقت اشاره كرده مى فرمايد:
(فَجَعَلْناها نَكالاً لِما بَيْنَ يَدَيْها وَما خَلْفَها وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقين) .[١]
«ما آن را كيفرى براى گناهان پيش از (نهى از شكار ماهى از دريا) و گناهان پسين آنها، قرار داديم وعبرتى براى پندگيران».[٢]
همان طور كه يادآور شديم هدف از اين كار، كيفر و عقوبت آنان بود و در عين حال براى ديگران مايه عبرت و پند، و هدف اول در صورتى تحقق مى پذيرد كه حالات روانى، انسانى آنان محفوظ بماند.[٣]
و به ديگر سخن: واقعيت مسخ اين بود كه آنان با داشتن مقام انسانيت به شكل ميمون درآيند نه اين كه علاوه بر تغيير صورت ظاهرى، انسانيت آنان مسخ وباطل گردد وروح خوكى و ميمونى به بدن آنان تعلق گيرد.
٢. تفاوت تناسخ و رجعت چيست؟
در بحث علايم ونشانه هاى قيامت يادآور شديم كه پيش از برپايى
[١] بقره /٦٦.
[٢] استدلال به آيه مبتنى بر اين است كه مقصود از كلمه«ما» ذنوب و گناهان آنان باشد چه گناهان قبل از نهى از صيد وچه گناهان پسين، در حالى كه برخى لفظ«ما» را به معنى امتهاى معاصر و امتهاى پسين تفسير كرده اند، در اين صورت ناچارند ( نكالاً)را به معنى عبرت بگيرند ودر نتيجه جمله (موعظة للمتّقين) تكرار ما قبل خواهد بود. به تفسير مجمع البيان:١/١٣٠ رجوع شود.
[٣] به شرح مقاصد:٢/٣٩; بحار:٥٨/١١٣، ط بيروت، و الميزان:١/٢١٠ رجوع شود.