منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩
بر آفريدگار حكيم لازم و تخلف از آن ناپسند و مذموم[١] است ولى سخن ما در اين بحث منهاى مسأله وعده و وعيد است به گونه اى كه اگر وعد و وعيد هم در كار نبود، پاداش وكيفر بر خداوند امرى لازم و حتمى بود.
بنابر اين منهاى مسأله وعد و وعيد، اگر همه انسانها صالح يا گنهكار بودند، مسأله كيفر و پاداش بر مبناى عدل الهى قابل توجيه نبود، ولى انسانهابر دو گروهند:
١. صالحان.
٢. تبهكاران.
در اين جا لازم است مقتضاى عدل الهى را در باره اين دو گروه از بندگان مورد بررسى قرار دهيم.
همان طور كه يادآور شديم بندگان خدا در اين جهان در برابر تكاليف الهى به دو گروه متفاوت تقسيم مى شوند. در اين جا خرد، از آن حكم كلى خود در زمينه حسن و قبح استمداد مى جويد و مى گويد برخورد يكسان با اين دو گروه بر خلاف شيوه«عدل» است بنابر اين اگر هر دو گروه را پاداش نيك، و يا هر دو را كيفر دهد، و يا اصلاً اطاعت و مخالفت هر دو گروه را ناديده بگيرد و كوچكترين ترتيب اثرى به آن ندهد، رفتار عادلانه نكرده است و همان گونه كه پاداش دادن همگان و يا كيفر دادن به هر دو گروه بر خلاف عدل الهى است، هر چند با واقعيت معاد منافات ندارد، همچنين بى طرفى و بى تفاوتى نسبت به دو گروه صالح و تبهكار كه اصل معاد را نفى مى كند، نيز بر خلاف عدل الهى مى باشد و سخن ما در اين بحث بر مبناى همين مطلب سوم است كه قرآن نيز روى آن تكيه مى كند.
و به ديگر سخن: اگر بين اين دو گروه در اين جهان از نظر جزا تفاوتى
[١] اين دليل در بخصش سوم«معاد تجلّيگاه وعده هاى الهى» مى آيد.