منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩٨
حديث معروف نبوى مى گويد:«الدُّنْيا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ» دنيا نسبت به آخرت بسان مزرعه اى مى باشد وعلى (عليه السلام) عمل نيك را، كشت و زرع آخرت به شمار آورده مى فرمايد:
«اَلْعَمَلُ الصّالِحُ حَرَثُ الاخِرَةِ».[١]
قرآن كريم نيز مى فرمايد:
(مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الاخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فى حَرْثِهِ ...) .[٢]
«آن كس كه كشت و زرع آخرت را طلب كند، بر آن مى افزاييم».
٣. در منطق و فلسفه قاعده معروفى است كه مى گويد:
«ذاتى شىء لا يختلف ولا يتخلف» چيزى كه ذاتى وحقيقت چيزى به شمار آيد، هرگز دستخوش تغير قرار نگرفته و تخلف پذير نيست، يعنى نمى توان آن را از جاى خود به كلى زايل كرد در اين صورت همان گونه كه انسان در آفرينش با خود با يك رشته خواص ذاتى همراه است كه هرگز از او جدا نمى شوند ممكن است كفر وشرك مداوم (به ويژه آن كفر و شركى كه آگاهانه و عمدى باشد) در طول زندگى بسان طبيعت ثانوى انسان در آمده و ذاتى او گردد به گونه اى كه«لا يختلف ولا يتخلف» و در نتيجه مايه عقوبت و عذاب ابدى گردد.[٣]
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٢١.
[٢] شورى/٢٠.
[٣] اين پاسخ را حكيم سبزوارى در پاورقى هاى اسفار يادآور شده اند و در پاسخ صدرالمتألهين كه هر چند معتقد به خلود كفار در دوزخ است ولى عذاب آنان را هميشگى نمى داند و معتقد است گناه از هر نوع كه باشد قسرى است نه ذاتى و در نتيجه دايم نخواهد بود، حكيم سبزوارى مى گويد:«وما يقول المصنف انّ القسر لا يدوم وانّ الطوارئ والعوارض تزول فجوابه انّه ليس قسراً ولا عروضاً، بل تصير الكيفية الظلمانية، جوهرية والعرضية السيّئة ذاتية فانّ الفطرة الإنسانية ذاتية لا تزول والفطرة الثانية أيضاً ذاتية، إذا صارت ملكة جوهرية، إذ العادة طبيعة ثانوية.(اسفار:٩/٣٤٧).