منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨
تفسير آيات
معاد و حيات پس از مرگ، ترسيم گر هدف خلقت، و بيانگر حكمت آفرينش است. حذف حيات اخروى از پرونده زندگى انسان، ايجاد را بدون غايت و خلقت را عبث جلوه مى دهد. از اين جهت، انسان هاى غير معتقد به معاد كه مرگ انسان را پايان حيات او مى انگاشتند در سخنان و كلمات خود، پيوسته به آفرينش انسان كه پس از چندى گل وجود او پرپر و پريشان مى گردد، معترض بودند و آن را كار لغو و باطل قلمداد مى نمودند و به طور طنز مى گفتند:
تركيب پياله اى كه در هم پيوست *** بشكستن آن روانمى دارد مست
چندين قد سرو نازنين و سرو دست *** از بهر چه ساخت وز براى چه شكست
ديگرى مى گويد:
دارنده كه تركيب طبايع آراست *** از بهر چه افكند و را در كم و كاست
گرنيك آمد، شكستن از بهر چه بود *** ور نيك نيامد اين صور، عيب كه راست
از داستانى كه مولوى از زبان يكى از پيامبران نقل مى كند، روشن مى شود كه مشكل مرگ، و شكستن قالب وجود انسان، از اشكالات ديرينه اى است كه پيوسته مطرح بوده است. وى در مثنوى چنين مى گويد:
گفت موسى اى خداوند حساب *** نقش كردى باز وچون كردى خراب
نر و ماده نقش كردى جان را *** وانگهى ويران كنى آن را چرا[١]
[١] مثنوى ، دفتر چهارم، ص ٧٦، چاپ ميرخانى.