منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٢
اجزاى بدن مأكول با بدن آكل تركيب مى شود، وجزء بدن او به شمار مى رود، روز قيامت كه خدا مى خواهد هر دو بدن را برانگيزد چند صورت براى فعل الهى متصور است:
١. جزء مصرف شده در يك لحظه و يك زمان با هر دو بدن محشور گردد.
٢. تنها ضميمه بدن آكل شود.
٣. تنها ضميمه با بدن مأكول باشد.
٤. اصلاً اين جزء به حساب نيايد و ضميمه هيچ بدنى نشود.
فرض نخست يك فرض محال است زيرا ممكن نيست شىء واحد در يك زمان در دو مكان حضور پيدا كند. صورت دوم مستلزم آن است كه بدن انسان مأكول ناقص محشور شود، و در صورت سوم بدن انسان آكل، ناقص برانگيخته خواهد شد، و در صورت چهارم هر دو بدن به طور ناقص زنده خواهند شد و همگى بر خلاف اصولى است كه متشرعه به آن معتقد مى باشند.
تصور نشود كه لازمه فرض دوم و سوم اين است كه يكى از دو بدن آكل و مأكول اصلاً محشور نگردد. زيرا فرض اين كه همه اجزاى بدن انسانى، مأكول انسان ديگرى شود فرض صحيحى نيست، بلكه بخشى از اجزاى بدن جذب مى شود، و قسمت اعظم آن دفع مى گردد، تا آنجا كه از نظر علم تنها سه درصد از غذاهايى كه انسان از آن بهره مى گيرد، جذب بدن مى شود و بقيه به صورتهاى مختلف دفع مى گردد.
آرى ممكن است يك بدن در شرايط مختلفى آنچنان در كوران تبديل و تحول قرار گيرد كه پيوسته از صورتى به صورتى درآيد، و پى در پى از طريق تبديل به گياه و درخت، انسانهاى مختلف از او بهره بگيرند كه غالب بدن او جزء بدن انسانهاى متعدد گردد، و در مقام محاسبه براى او چيزى باقى نماند،