منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٢٠
و نيز آيات بسيار ديگرى كه از آنها استفاده مى شود كه نظام اخروى، قوانين مخصوص به خود را دارد.
آرى پاره اى از اصول عقلانى مانند اجتماع دو نقيض و ارتفاع آنها امورى هستند كه اختصاص به حيات دنيوى يا اخروى ندارند، ولى اين مانع از آن نيست كه يك رشته قوانين كه عقلانى محض نيستند و با مطالعه واقعيت موجود در اين جهان به دست آمده اند، در سراى ديگر به گونه اى ديگر باشند اين كه برخى از موجودات امكانى جوهر و برخى ديگر عرض مى باشند و اعراض در هستى خود قائم به جوهرند و نمى توانند روى پاى خود بايستند مطلبى است كه انسان پس از مطالعه نظام آفرينش بر آن دست يافته است، حال اگر شرايط حيات دگرگون شد چه مانعى دارد كه آنچه در اين نظام نمى توانست قائم به نفس باشد،در نظام ديگر قائم به نفس بوده و به صورت آتش و غل و زنجير و يا باغ و حور و قصور تجسم و تمثل يابد؟
مطلب ياد شده اختصاص به تجسم اعمال ندارد، بلكه همان گونه كه در بحثهاى گذشته نيز اشاره نموده ايم، در همه حقايق مربوط به جهان آخرت از قبيل صراط، ميزان، اعراف و مانند آن جارى است و نبايد در تفسير آنها وضع موجود در نظام دنيوى را مقياس قرار داد.
كوتاه سخن آن كه: از نظر عقلى هيچ گونه اشكالى در رابطه با مسأله«تجسم اعمال»به نظر نمى رسد در اينجا مناسب است آراى برخى از صاحب نظران را يادآور شويم:
١. صدرالمتألهين درباره تجسم و تمثل ملكات اخلاقى انسان در سراى ديگر مى گويد: هرگاه صفتى در نفس انسانى غلبه پيدا كرد و راسخ گرديد، آثار آن به طور قهرى نمودار مى گردد ولى تفاوتى كه ميان دنيا و آخرت هست اين است كه چون دنيا دار تحصيل و اكتساب است تبديل ملكات رذيله به