منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢١
كاملى ندارد، طبعاً غرض از معاد تحقق بخشيدن به عمل نيكو و زيبايى است كه عقل وجود آن را زيبا، و ترك آن را قبيح و نازيبا مى شمارد، در اين صورت سؤال از اين كه چرا اين عمل زيبا بايد صورت پذيرد سؤالى است كه پاسخ آن در خود آن نهفته است.
گويى طراح اين اشكال از ادله ضرورى بودن معاد غفلت كرده از اين جهت سؤال مى كند كه غرض از كيفر و پاداش چيست؟ ولى اگر به آن علل ضرورت بخش توجه مى كرد، علت غايى از معاد را به دست مى آورد، زيرا علت غايى در دل آنها نيز نهفته است البته تجلى عدل الهى در معاد يكى از علل ضرورى بودن آن است، و در كنار آن علت هاى ديگرى نيز وجود دارد كه در گذشته يادآور شديم و اكنون براى اختصار از تكرار آن خوددارى مى كنيم.
شگفت آور، ديدگاه اشكال كننده درباره لذات جسمانى است كه براى آن اصالت قائل نيست، و آن را به عنوان برطرف كننده درد و الم مى شناسد، در حالى كه اين سخن اگر در برخى از موارد صحيح باشد در موارد زيادى صحيح نيست مثلاً به هنگام گرسنگى شديد، لذت اكل برطرف كننده درد گرسنگى است ولى آيا همه لذتها اعم از جسمى و روحى از اين قبيل است؟
آيا انسانى كه از ديدن يك منظره زيبا لذت مى برد، برطرف كننده درد است كه اگر نبيند از درد به خود مى پيچد؟
٢. اين اشكال مى تواند در پاره اى از كيفرها و پاداش هايى كه جنبه قراردادى دارد، مطرح شود يعنى كيفرها و پاداش هايى كه لازمه وجود انسان نيست، و از مقامى به انسان اعطا مى گردد، يا انسان را تنبيه مى كند.
ولى بايد توجه نمود كه بخشى از كيفرها و پاداش ها(نه همه) جنبه قراردادى ندارد، بلكه لازمه وجود انسان است به اين معنى كه انسان در اثر يك