منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٦
اين نظريه فارابى است ولى شيخ نيز در الهيات شفا همين نظريه را پس از شرح لذات و آلام جسمانى و عقلانى برگزيده است و در حقيقت معاد جسمانى مورد قبول شيخ جدا از معاد مورد نظر فارابى نيست آنجا كه مى گويد: به نظر مى رسد كه آنچه را كه برخى از علما گفته اند درست و استوار باشد آنگاه نظريه وى را چنين نقل مى كند: نفوسى كه از بدنها جدا مى شوند و در آنها گرايش و توجه به جهان بالا نيست، نه كمالى دارند كه با آن كمال خوشبخت شوند و نه شوق به كمال دارند كه به خاطر محروم بودن از آن بدبخت گردند، بلكه تمام فعاليت هاى نفسانى آنان متوجه جهان پايين و مجذوب عالم اجسام است، و از طرفى در موجودات سماوى و مواد آسمانى مانعى نيست كه موضوع فعاليت چنين نفوسى باشد، در اين صورت چنين انسانى آنچه را كه از احوال اخروى معتقد بود، ادراك مى كند و اين اجرام سماوى، وسيله تخيل و تحقق صور آنها مى شود و بدين وسيله اين نفوس آنچه را كه در دنيا به آنان گفته بودند، از احوال قبر و رستاخيز و پاداشهاى اخروى و عقاب هاى موعود، مشاهده و دريافت مى كنند.
تصور نشود كه اين صور خيالى كه در رستاخيز مشاهده مى شود، از صورتهاى حسى ضعيف تر است بلكه از نظر تأثير و صفا برترى دارند، همچنان كه صورتهاى رؤيايى بالاتر از صورتهاى حسى است از اين گذشته، صورتهاى اخروى از نظر استقرار، از صورتهاى رؤيايى نيز پايدارتر مى باشند، زيرا به خاطر برطرف شدن موانع و تجرد نفس و صفاى قابل (ديدن سماوى و يا بدن دخانى و هوايى) اين صور استوارتر خواهند بود.
اصولاً در عالم بيدارى و در عالم رؤيا، انسان صور ذهنى را درك مى كند نه واقعيت خارج را، چيزى كه هست در عالم رؤيا، توجه به صور از درون آغاز مى گردد و در عالم بيدارى از خارج شروع مى شود و آنگاه كه صورتها در نفس