منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦
و باز در آن خطبه مى فرمايد:
«قَدْشَخَصُوا مِنْ مُسْتَقَرِّ الأَجْداثِ، وصارُوا إلى مَصائِرِ الْغاياتِ) .
«از قرارگاه هاى قبر برانگيخته شده و به سوى آخرين سر منزل رهسپار گرديدند».
در خطبه ديگر مى فرمايد:
«فَإِنَّ الْغايَةَ الْقِيامَةُ، وَكَفى بِذلِكَ واعِظاً لِمَنْ عَقَلَ، وَمُعْتَبراً لِمَنْ جَهِلَ وَقَبْلَ بُلُوغِ الْغايَةِ ما تَعْلَمُونَ، مِنْ ضيقِ الأَرماسِ وَ شِدَّةِ الإِبْلاسِ،وهَوْلِالمُطَّلِع».[١]
«نهايت زندگى قيامت است و آن كافى است براى خردمندان از نظر پند، و براى جاهلان از نظر عبرت، و پيش از رسيدن نهايت (قيامت) آنچه مى دانيد از تنگى قبرها، و شدّت غم و اندوه و وحشت از قيامت».
و در وصيت و سفارش خود به فرزند خويش امام حسن مجتبى (عليه السلام) ، چنين مى نويسد:
«وَاعْلَمْ يا بُنَىّ أَنَّكَ إِنّما خُلِقْتَ للآخِرَةِ لا للدُّنْيا، وَلِلْفَناءِ لا لِلْبَقاءِ، وَلِلْمَوْتِ لا لِلْحَياةِ وَ أَنَّكَ فى قُلْعَة وَدارِ بُلْغَة وَطريق إِلَيالآخِرَةِ».[٢]
«بدان اى فرزندم تو براى سراى ديگر آفريده شده اى نه براى دنيا، براى فنا، نه بقاى در اين جهان، براى مرگ، نه براى زندگى در اين دنيا، و تو در جايى قرار دارى كه هر آن ممكن است از آن كوچ كنى و در منزلى هستى كه بايد از آن زاد و توشه برگيرى براى سراى آخرت».
٢. معاد مقتضاى عدل الهى
عمل بر طبق عدل از شاخه هاى مسأله حسن و قبح عقلى است كسانى
[١] نهج البلاغه، صبحى صالح،خطبه ١٩٠.
[٢] نهج البلاغه، صبحى صالح، نامه ٣١.