منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧
٩.«بر دلهاى آنان مهر بزن كه ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند».
١٠.«خدايا به تو پناه مى برم از اين كه چيزى را بخواهم كه به آن آگاهى ندارم اگر مرا نبخشى و ترحم نكنى از زيانكاران مى گردم».
١١.«پروردگارا ! من و پدر و مادرم و مؤمنان را روزى كه حساب برپا مى گردد بيامرز».
١٢.«درود بر من روزى كه متولد شدم و روزى كه مى ميرم، و روزى كه زنده و برانگيخته مى شوم».
١٣.«آيا مى انديشيد كه شماها را عبث آفريده ايم و شماها به سوى ما باز نمى گرديد؟».
١٤.«روزى كه مردم برانگيخته مى شوند مرا رسوا مساز».
١٥.«موسى گفت پروردگارم داناتر است به آن كس كه از جانب او هدايت آورده است و به آن كسى كه عاقبت پسنديده در آخرت براى او است، حقّا كه ستمگران رستگار نمى شوند».
١٦.«او را سپاس گزاريد به سوى او بر مى گرديد».
١٧.«من به پروردگارم و پروردگار شماها پناه مى برم از شر هر متكبرى كه به روز حساب باور ندارد».
١٨.«اى بستگانم براى شما از روزى كه نداى ستمگران بلند مى شود مى ترسم».
١٩.«سراى ديگر، سراى جاودان است».
٢٠.«به آنان گفتيم، برخى از اجزاى مقتول را (كه قاتل آن ناشناخته است) به آن گاو بزنيد (او زنده مى شود و قاتل خود را معرفى مى كند) و خداوند مردگان را چنين زنده مى كند، و قدرت خود را نشان مى دهد تا درباره آن بينديشند».
٢١.«خداوند شما را از (خاك) بيرون آورد سپس به آن باز مى گرداند، و از آن بيرون مى آورد».