منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٤
٢. نشأه مثال (صور ادراكى مجرد از ماده).
٣. نشأه عقول (صور عقليه و مُثُل الهيه).
در ميان موجودات، فقط انسان در طول حركت خود به سوى كمال از هر سه مرتبه هستى بهره مند مى باشد.
١. روزى كه چشم به دنيا مى گشايد تا به دوران جوانى مى رسد سپس مراحل كمال و پيرى را طى مى كند فردى از انسان مادى است كه از ماده و آثار آن هر دو كاملاً بهره مند است.
٢. سپس به خاطر لطافتى كه در وجود او در نهايت عمر او پديد مى آيد به هنگام مرگ مبدل به يك انسان اخروى مى شود كه صلاحيت برانگيختگى را دارد و داراى قوا و اعضاى انسانى است(هر چند ماده انسان دنيوى در آن موجود نمى باشد) و در حقيقت اين انسان اخروى كه از درون آن انسان مادى پديد مى آيد به حكم واحد بودن مراتب حركت، همان انسان دنيوى است چيزى كه هست نقايص را از دست داده و به كمال پيوسته است.
٣. پس از مدتى، از اين هستى به كون و هستى ديگرى قدم مى گذارد و انسان عقلى مى گردد در اين صورت براى او قوا و اعضاى عقليه خواهد بود.
اين نشاءات سه گانه به هنگام رجوع به سوى خدا و به هنگام پيمودن قوس صعودى بر خلاف آفرينش نخست و طى قوس نزولى مى باشد. در قوس نزولى، فيض از عالم عقول به عالم مثال و از آن به عالم طبيعت نازل مى گردد در حالى كه در قوس صعودى كه از طبيعت به سوى خدا متوجه مى شود، جريان برعكس است. از نشأه طبيعت به نشأه مثال و خيال، و از آن به عالم عقول ملحق مى گردد.