منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١٨
مى يابد، و برخى ديگر گفته اند مقصود پاداش و كيفر اعمال است و امّا خود اعمال به حكم اين كه از مقوله عرض مى باشند، معدوم گرديده و اعاده آنها ممكن نيست و در نتيجه حاضر شدن آنها در قيامت محال خواهد بود.[١]
علاّمه مجلسيرحمه اللّه پس از نقل نظريه شيخ بهايى درباره تجسم اعمال مى گويد:
محال دانستن انقلاب عرض به جوهر در اين دنيا و ممكن دانستن آن در سراى ديگر نوعى سفسطه است، زيرا دو نشأه دنيا و آخرت با هم تفاوتى ندارند مگر از اين جهت كه مرگ و احيا دوباره ميان آن دو فاصله ايجاد كرده است و اين تفاوت نمى تواند وجه اختلاف احكام ياد شده باشد.[٢]
بنابراين مخالفان نظريه تجسم اعمال به دو مطلب تمسك كرده اند:
١. اعمال از مقوله هاى اعراض مى باشند و پس از صدور از انسان(يا پس از مرگ) معدوم مى شوند و چيزى نمانده است تا در سراى ديگر تجسم يابد.
٢. اصولاً تجسم عمل از قبيل تبدل عرض به جوهر است كه امرى غير ممكن مى باشد.
تحقيق و بررسى
حق اين است كه هيچ يك از اين دو اشكال بر نظريه تجسم اعمال وارد نيست، زيرا به مقتضاى براهين عقلى آنچه تحقق يافت و لباس هستى بر تن كرد، ديگر به هيچ وجه معدوم نمى گردد و در آن مرحله و در ظرف خود كه
[١] مجمع البيان:١/٤١٣.
[٢] بحارالأنوار:٧/٢٢٩.