منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦٥
پاسخ
در پاسخ اين استدلال همان مطلبى را كه در پاسخ دليل اول آورديم يادآور مى شويم.
و آن اين كه فرد گنهكار ممكن است مشمول مغفرت و يا مشمول عقاب جانكاه باشد، نتيجه اى كه از اين آيه مى توان گرفت، اين است كه نمى توان قاطعانه درباره مرتكب كبيره سخن گفت و او را مخلد در آتش دانست، ولى اگر آيه ديگرى برخى از گناهان را موجب خلود در آتش دانست چنان كه برخى مدعى اند كه قتل مؤمن، مايه خلود در دوزخ است، هرگز با اين آيه منافاتى نخواهند داشت بلكه آيه دوم گواه بر اين خواهد بود كه اين قسم از گناهان مايه تجلى قهر الهى خواهد بود نه تجلى رحمت او.
و به عبارت ديگر محكوم بخش دوم آيه يعنى (وَإِنَّ رَبّكَ لَشديدُ العِقاب)خواهند شد.
٣. (إِنَّ اللّهَ لا يَغْفِرُأَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ...).[١]
«خدا هرگز گناه شرك را نمى آمرزد ولى گناهان غير از آن را براى هر كس كه بخواهد، مى بخشد و هر كس به خدا شرك ورزد، مرتكب گناه بزرگى شده است».
اين آيه كه از آمرزش همه گناهان جز شرك گزارش مى دهد ناظر به انسانهايى است كه بدون توبه بميرند در اين مورد است كه خدا مشركان را از رحمت خود محروم مى سازد و امّا آنگاه كه چنين گناهكاران توبه كنند از مورد آيه بيرون مى باشند زيرا توبه همان طور كه مايه آمرزش گناهان كبيره است، مايه
[١] نساء/٤٨ و ١١٦.