منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١
٢. نوح و روز رستاخيز
نوح«شيخ الأنبياء» با شريعت بسيط كه در مبارزه با بت پرستى و لزوم يكتاپرستى خلاصه مى شد به سوى قوم خود مبعوث گرديد و بيش از همه بر نكوهش از بت پرستى فشار مى آورد و در عين حال معاد را به طور صريح مطرح مى كرد، وى در ضمن دعوت قوم خود به«طلب آمرزش» ويادآورى نعمت هاى الهى، مسأله معاد را يادآور مى شود و مى فرمايد:
(وَاللّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأَرْضِ نَباتاً * ثُمَّ يُعيدُكُمْ فِيها وَيُخْرِجُكُمْ اِخْراجاً).[١]
«خداوند شما را از (خاك) بيرون آورد سپس به آن باز مى گرداند، و از آن بيرون مى آورد».
اگر در اين آيه به طور صريح از معاد ياد مى كند، در آيات ديگر نيز تلويحاً به آن توجه مى دهد و در موقع انابه و تضرع مى گويد:
(...رَبِّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ اَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لى بِهِ عِلْمٌ وَإِلاّ تَغْفِرْ لى وَتَرْحَمْنِى أَكُنْ مِنَ الْخاسِرينَ) .[٢]
«خدايا به تو پناه مى برم از اين كه چيزى را بخواهم كه به آن آگاهى ندارم اگر مرا نبخشى و ترحم نكنى از زيانكاران مى گردم».
٣. ابراهيم و معاد انسانها
در لسان ابراهيم دعوت و اعتقاد به معاد، بيش از دو پيامبر پيشين، مطرح شده است و اگر در لسان آدم و نوح مسأله معاد به صورت يك امر تعبدى مطرح گرديده، در لسان ابراهيم، رنگ شهود به خود گرفته، ومسأله رنگ استدلالى پيدا كرده است.
[١] نوح/١٧ـ١٨.
[٢] هود/٤٧.