منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧
حافظ شيرازى اين سه پرسش را در بيتى يادآور شده و مى گويد:
از كجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ *** به كجا مى روم آخر، ننمايى وطنم؟
قرآن مجيد به حكم اين كه كتاب هدايت است، به هر سه پرسش به صورت روشن پاسخ گفته است. اين كتاب، جهان امكانى را پرتوى از نور واجب دانسته و او را سرچشمه همه كاينات و انسان معرفى مى نمايد.[١]
در جواب پرسش دوم، براى خلقت جهان و انسان هدفى قايل است، و آفرينش آن دو را بدون غايت و هدف نمى داند و معرفت الهى و كسب كمال را هدف خلقت انسان معرفى مى كند. امّا درباره پرسش سوم بيش از دو پرسش نخست سخن گفته و زندگى دنيوى را مقدمه اى براى زندگى جاودان دانسته است. و مرگ را نه تنها پايان زندگى انسان تلقى نكرده، بلكه آن را رهگذرى براى حيات كامل تر مى داند. بر اساس آيات قرآن، اگر مى گويند:«پايان زندگى هر كس به مرگ اوست»، مقصود زندگى مادى اين جهان ناپايدار است، و گرنه مرگ دريچه اى است براى يك زندگى گسترده تر و كامل تر. انسان پس از عبور از دو«رهگذر» به نام هاى«مرگ» و«برزخ»، با روزى روبه رو مى شود كه در آن همه انسانها زنده مى شوند و محشر عجيب و عظيمى برپا مى گردد.
قرآن، از اين روز كه آغاز زندگى نوين وحيات كامل تر است، توصيف هاى مختلفى دارد كه برخى را يادآور مى شويم:
١. يوم القيامه، ٢. يوم الدين، ٣. يوم الآخر، ٤. يوم عظيم، ٥. يوم
[١] (اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ...)(نور/٣٥) ، (...هُوَ الَّذى أَنْشأْكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَ وَالأَفْئِدَةَ...) (ملك/٢٣).