منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٩٧
(وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللّهِ إِلَى النّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ* حتّى إِذا ما ج آؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ* وَقالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللّهُ الَّذِى أَنْطَقَ كُلَّ شَىْء وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّة وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) .[١]
«روزى كه دشمنان خدا به سوى آتش به تدريج روانه مى شوند و در كنار آتش مى ايستند تا وقتى همگان به سوى آن آمدند، گوشها و ديدگان و پوستهاى آنان بر كارهاى زشت آنان گواهى مى دهند آنان به پوستهاى خود اعتراض كرده كه چرا بر ضرر ما شهادت داديد؟ در اين لحظه از جانب شاهدان (پوست ها) پاسخ مى شنوند كه: ما را خدايى كه هر موجودى را به سخن درآورده است، به سخن آورد و او است كه شما را بار اول (در دنيا) آفريد و به سوى او بازگشته ايد».
در اين آيه گواهى دادن پوست ها به طور مطلق آمده است و در نتيجه همه كارهايى را كه با اعضاى بدن مانند دست و پا انجام مى گيرد شامل مى شود و مدلول آن از آيه هايى كه بر شهادت دست و پا دلالت داشت گسترده تر خواهد بود، ولى برخى از مفسران گفته اند كلمه«جلود» در آيه كنايه از«فروج» است و نه مطلق پوست بدن، كه قرآن به خاطر رعايت ادب در گفتار از آن به كنايه تعبير كرده است، ولى اين تفسير شاهد و دليل ا ستوارى ندارد، وكلمه«فروج» نيز در آيات ديگر قرآن بكار رفته است، چنان كه در ستايش مؤمنان راستين مى فرمايد: (وَالَّذينهُمْ لِفُروجِهُمْ حافِظُونَ) .[٢]
در اين جا اين سؤال مطرح مى شود كه چرا اين گروه فقط به گواهى دادن پوستهايشان اعتراض مى كنند. و شهادت گوشها وچشمهايشان را مورد اعتراض
[١] فصلت/٢٠ـ ٢٢.
[٢] مؤمنون/٥.