منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٥
كيفيت معاد نيز مى باشد، با توجه به اين آيات نمى توان گفت كيفيت بدن اخروى از قبيل بدن برزخى و صورتهاى مثالى است كه نفس با خلاقيت خود آنها را ايجاد مى كند بلكه آيات به روشنى دلالت مى كنند كه بدن هاى دنيوى كه در كتب علمى از آن به بدن مادى و عنصرى تعبير مى شود، برانگيخته خواهند شد و در غير اين صورت تمام اين تشبيه ها و تقريب ها بلاغت خود را از دست خواهند داد و رابطه ميان معاد و مردگان زنده شده به وسيله پيامبران از بين خواهد رفت.
البته نكته لازم به ذكر اين است كه مسلماً حيات اخروى از كمال خاصى برخوردار است آنجا كه قرآن مى فرمايد:
(...وَإِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوان لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ) .[١]
«زندگى اخروى زندگى حقيقى و واقعى است اگر مى دانستند».
در اين صورت بايد بگوييم بدن برانگيخته شده در حالى كه عين بدن دنيوى است ولى از كمال و برترى خاصى برخوردار است و هرگز نمى توان گفت زندگى آنجا از هر نظر بسان زندگى دنيوى است جز اين كه زندگى دنيوى موقت، وزندگى اخروى جاودانى است، زيرا تنها جاودانى بودن زندگى اخروى و پايان پذيرى زندگى در اين دنيا سبب نمى شود كه يكى را زندگى مجازى و ديگرى را زندگى حقيقى بخوانند.
در هر حال ما با اعتراف به اين كه انسان محشور در قيامت همين بدن دنيوى است نه بدن برزخى و مثالى كه از نظر صورت شبيه اين بدن است در حالى كه فاقد ماده و خصوصيات آن مى باشد، ولى در عين حال بدن اخروى و حيات اخروى را يك حيات غير قابل قياس به بدن و حيات دنيوى مى دانيم و
[١] عنكبوت/٦٤.