منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣
اين تنها آيه اى نيست كه در آن«حق» بودن خدا را گواه بر قطعيت معاد تلقى نموده و رستاخيز را لازمه چنين توصيف دانسته است، بلكه اين آيه نظايرى دارد كه يادآور مى شويم:
٦. (ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ وَأَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَأَنَّاللّهَ هُوَ الْعَلِىُّ الْكَبيرُ) .[١]
«حقيقت اين است كه خدا حق مطلق است و هرچه جز او مى خوانند باطل صرف است و خدا بلند مقام و بزرگ است».
آنگاه در دو آيه بعد مسأله حيات مجدد انسان را مطرح كرده و مى فرمايد:
(وَهُوَ الّذى أَحْياكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُمْ إِنَّ الإِنْسانَ لَكَفُورٌ) [٢].
«او است كه شما را زنده كرد سپس مى ميراند، آنگاه بار ديگر زنده مى كند، و انسان نسبت به قدرت يا نعمت هاى خدا كفر مىورزد».
٧. در سوره لقمان در آيه (٢٨) سخن از معاد به ميان آورده مى فرمايد:
(...ما خَلْقُكُمْ وَما بََعْثُكُمْ إِلاّ كَنَفْس واحِدَة...).
«آفرينش و برانگيختن همگى شما (خلايق بيشمار) بسان يك تن است».
سپس در آيه (٣٠) خدا را به حق توصيف كرده و مى فرمايد:
(ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ...) .
آنگاه در آيه (٣٣) بار ديگر مسأله معاد را مطرح كرده و مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَولُودٌ هُوَ
[١] حج/٦٢.
[٢] حج/٦٦.