منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٢
اين تفسير از دو نظر نااستوار است:
١. صريح آيه (يَومَ تَأْتِى السَّماء) اين است كه آسمان دود مى آورد، و واقعاً دود آسمان را فرا مى گيرد، در حالى كه بنابر اين تفسير، دودى در آسمان وجود نداشته، بلكه افراد از فرط گرسنگى آسمان را به صورت دود مى ديدند، و يك چنين معنى با ظاهر آيه موافق نيست.
٢. سيره نويسان از چنين حادثه اى سخن نگفته اند، اصولاً يك چنين نفرت با«خلق عظيم» پيامبر و رحمت گسترده او وفق نمى دهد، او در جنگ«اُحد» كه پيشانى وى شكافته شد و دندانش شكست، دست به نفرين بلند نكرد تا چه رسد در مكه كه آزار قريش به چنين حدى نرسيده بود.
هرگاه چنين تفسيرى استوار باشد چاره اى نيست كه در تفسير دو«يوم» چنين بگوييم:
يوم نخست در (يَوْمَ تَأْتِى السَّماءُ بِدُخان) ، مربوط به ايام اقامت پيامبر در مكه، و يوم در (يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبرى) ناظر به جنگ«بدر» خواهد بود كه دلاوران عرب در آن هلاك شدند.
٦. (وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دابَّةً مِنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ* وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّة فَوْجاً مِمّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ).[١]
«آنگاه كه عذاب براى آنان حتمى گردد، جنبده اى را از زمين بيرون مى آوريم كه با آنان به سخن مى نشيند و مى گويد كه مردم به آيات ما ايمان نمى آوردند، روزى فرا مى رسدكه از هر امت گروهى را كه آيات ما را تكذيب مى كردند، محشور مى كنيم در حالى كه آنان بازداشت مى شوند».
[١] نمل/٨٢ـ٨٣.