منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٦
مى گردد.بديهى است از محشور شدن بدن به هيچ وجه اجتماع يا ارتفاع دو نقيض لازم نمى آيد.[١]
اصولاً در تاريخ فلسفه و كلام نيز تاكنون ديده نشده است كه مخالفان معاد جسمانى آن را در شمار حوادث ممتنع و محال قلمداد نمايند.
شبهات سه گانه منكران معاد جسمانى
آرى علاوه بر شبهات دهگانه اى كه در قرآن از سوى منكران معاد مطرح گرديده است و در گذشته به تفصيل پيرامون آن بحث گرديد، در كتب كلام و فلسفه سه شبهه معروف از طرف مخالفان معاد مطرح گرديده است كه شايسته است در اين جا پيرامون آن به بحث و بررسى بپردازيم تا معلوم شود كه تحقق معاد و محشور شدن بدن در سراى ديگر نه تنها امتناع ذاتى ندارد،بلكه از نظر وقوع نيز هيچ گونه محذورى به چشم نمى خورد آنگاه چنين نتيجه خواهيم گرفت كه:
١. دلايل قطعى وقوع معاد را امرى ضرورى و لازم مى شمارد.
٢. تحقق معاد جسمانى (و روحانى) امتناع ذاتى ندارد.
٣. از نظر وقوع نيز هيچ گونه محذورى در كار نيست.
٤. بنابراين يك انسان محقق و واقع بين راهى جز پذيرش اصل معاد به گونه اى كه قرآن مطرح نموده است، ندارد.
آرى گاهى شبهاتى را مطرح مى كند، كه بر فرض صحت، منافاتى با
[١] صدرالمتألهين مى گويد: بايد از منكران معاد پرسيد، آيا شما مدعى امتناع آن هستيد، يا امكان و جواز آن؟ در صورت نخست بايد بر اثبات مدعاى خود، دليل اقامه نماييد، و در سخنان ما هيچ اثر و نشانى از آن به چشم نمى خورد، و در صورت دوم گفته مى شود: آنچه كه به حسب ظاهر محال و ممتنع نيست، و از طريق وحى و به واسطه گوينده اى كه از هر نوع اشتباه و گفتار دروغ مقدس ومبرّا است. از وقوع آن خبر داده شده است. در اين صورت، درحدّبراهين رياضي مورد اعتماد خواهد بود. اسفار:٩/١٦٧.