منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧
كه در بخش عقل عملى به چنين اصلى معتقدند، يادآور مى شوند كه عمل بر طبق آنچه كه عقل آن را زيبا مى شمرد، و دورى از كارى كه خرد آن را نازيبا مى داند، يك اصل كلى و گسترده است و اختصاص به انسان ندارد، و خِرَد، كار«حسن» و نيك را در همه شرايط و از هر فاعل مريد و مختار، زيبا و كار قبيح و زشت را به همين كيفيت نازيبا مى داند و در اين داورى (به حكم كلى بودن موضوع) فرقى ميان فاعل ممكن (انسان) و واجب (خدا) قائل نيست.
در قبال اين گروه، گروهى ديگر عقل را ناتوان تر از آن مى داند كه زيبايى ها و زشتى هاى افعال را درك كند، و در اين مورد معتقد است كه تنها از طريق پيامبران و تشريع الهى مى توان به زشتى ها و زيبايى هاى افعال دست يافت.
اكنون يادآور مى شويم كه خواه ما سخن گروه نخست را درست و پا برجا بينديشيم و دستگاه خرد را در تشخيص زيبايى ها توانا بدانيم، و يا سخن گروه دوم را منطقى و صحيح بپنداريم در هر حال، هر دو گروه اذعان دارند كه خداى بزرگ با بندگان خود به عدل رفتار مى كند و به آنان ستم روا نمى دارد، حالا به خاطر اين كه رفتار به عدل زيبا و خلاف آن نازيبا است و مقتضاى كمال ذات الهى اين است كه بر طبق آن رفتار كند و از هر گونه نقص در مقام فعل پيراسته باشد. يا به اين جهت كه خودِ شرع، خدا را به عدل توصيف كرده و از ظلم و ستم منزه دانسته است چنان كه مى فرمايد:
(شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُوا العِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزيزُ الحَكيمُ) .[١]
«خدا و فرشتگان و صاحبان علم گواهى مى دهند كه خدايى جز او نيست در حالى كه قائم
[١] آل عمران/١٨.