منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٦
١٠. مرگ و مأموران الهى.
ما پيرامون هر يك از اين موضوعات از نظر قرآن به بحث و گفتگو مى پردازيم:
١. واژه موت در لغت و قرآن
موت در لغت عرب مرادف«مرگ» در زبان فارسى است و اين لفظ جز يك معنى كه مؤلف«مقاييس» از آن ياد كرده است، ندارد. وى مى گويد: موت به معنى«ذِهابُ القوَّةِ مِنَ الشِّىء» :«از دست رفتن قدرت و توان چيزى، مى باشد». بنابراين با توجه به اين ريشه است كه عرب در موارد خاموشى آتش، و از كار افتادن زمين از قابليت كشت و زرع، و حتى در مورد خواب انسان، لفظ«موت» بكار مى برد، چون در همه اينها يك قدر مشتركى وجود دارد و آن اين كه قابليت ها و توان ها از ميان مى رود.[١]
روى همين معنى مشترك، قرآن لفظ موت را در اين موارد به كار مى برد:
١. زمين باير و فاقد سبزه و درخت (وَآيَةٌ لَهُمُ الأَرْضُ الْمَيْتَةُ...) .[٢]
٢. بتهاى فاقد حركت و جنبش (أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياء...) .[٣]
٣. مراحل پيشين آفرينش انسان(...وَكُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ...) .[٤]
٤. انسان آنگاه كه قبض روح شود (ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ) .[٥]
[١] مقاييس اللغه: ٥/٢٨٣; لسان العرب:٢/٩٠.
[٢] يس /٣٣.
[٣] نحل/٢١.
[٤] بقره/٢٨.
[٥] مؤمنون/١٥.